بدویین بیاین دور هم سبزی پاک کنیم(((:
من عمیقا به جلسات تراپی باور دارم، زندگی من با جلسات تراپی و شناخت خودم کللللی تغییر کرد، بعد از اون دست اعضای خانواده هم گرفتم و فرستادم تراپی... توی این مسیر بنا به رویکردی که میخواستم و هدفی که داشتم مشاورین زیادی داشتم، مشاوری که الان باهاش میرم رو به طرز خاصی دوست دارم، عاشق اینم مشاهدهش کنم و رفتارهاش رو بررسی کنم...
بوی شوق و امید به زندگی میده که خیلی برام جذابه...
هم مشاورمه هم مربی تایچی، برای همین باهاش زیاد در ارتباطم، شوق زندگی کردن، شوخی هاش و مدل خندیدش رو دوست دارم... رفتارهایی ازش دیدم که همیشه برام قفل بود و بعد هر رفتار، اینجوری بودم که وا !!
مثلا یک روز میخواستم با اسنپ برم، گفت وا! ما 5 دقیقه باهم فاصله داریم، خودم میبرمت و تا چند روز خودش پیگیری میکرد که منو ببره و بیاره!
یا مثلا مدتی صبحا خواب میموندم و به کلاس نمیرسیدم، صبحا زنگ میزد و بیدارم میکرد!!
از اون عجیب تر، برای بچه های تایچی مهمونی و جشن میگیره، کلی زحمت میکشه که همه دور هم جمع شیم و ذوق کنیم ( تو این گرونی و شلوغی واقعا این کارا "وا" نداره؟)
امروز هم میخواست بره ماساژ و یک کیییف بزرگ همراهش بود، پرسیدم چرا این؟ گفت کلللی دمنوش و شیرینی با خودش میبره. کلا همیشه هر جا میره حتی تا سر خیابون، چایی و شیرینیش آماده ست((:
من واقعا این مدل از شوق زندگی کردن و سبک زندگی کردن رو ندیده بودم. انگار از اوناست که واقعا داره تلاش میکنه سخت کار کنه و سخت هم تفریح ...
دوستش دارم ...