زمانی که از هر سو مشکلات، اخبار بد و سختیها بهسمت ما هجوم میآورد، تنها راه نجات اقدام کردن است.
اما اقدامی هوشمندانه؛ اقدامی که در آن:
ترس، به *دوراندیشی** تبدیل شود،
درد، به *اطلاعات**،
اشتباهات، به *اقدام تازه**،
و میل، به *تعهد**.
دوستی از من پرسید: چرا کار دلالی پررونق را کنار گذاشتی و وارد بیمه شدی؟
پاسخ من همان است که فرزانهای بزرگ قرنها پیش گفت:
«فرزندم، بر کردار نیک سرمایهگذاری کن؛ زیرا داراییها روزی از ما گرفته میشوند، اما عمل نیک و آیندهنگری هرگز.»
وقتی زندگی روزمره و مشکلات اقتصادی، فرصت اندیشیدن به آینده را از ما میگیرد، کمکم شکننده میشویم. در این وضعیت، حتی یک حادثه کوچک میتواند ما را تا مرز ورشکستگی ببرد. بسیاری برای فرار از این شکنندگی، راهی پرخطر برمیگزینند: وام، بدهی، قمار روی آیندهای نامعلوم… غافل از اینکه این مسیر، شکنندگی را بیشتر میکند.
راه درست، سادهتر از آن چیزی است که فکر میکنیم:
برای تابآور شدن، کافیست چیزهای منفی را کم کنیم نه اینکه صرفاً چیزهای مثبت بیفزاییم.
رشد آهسته اما استوار، ما را به مقصد میرساند؛ اما سرعت سرسامآور در جادهای بینقشه، تنها به نابودی ختم میشود.
این همان مفهوم پادشکنندگی است: ترکیبی از جسارت و احتیاط.
یعنی خود را از آسیبهای شدید محافظت کنیم، تا فرصتهای خوب مجال ظهور پیدا کنند.
و بیمه عمر دقیقاً همین نقش را در زندگی ما دارد:
یک سپر آرام و مطمئن برای روزهای سخت، و یک بستر استوار برای ساختن آیندهای بهتر.