به قلم: مهندس هادی زرقانی، کارشناس توسعه و حکمرانی شهری
در دهههای اخیر، ساختوساز شهری در ایران رشد چشمگیری داشته است. هزاران ساختمان جدید در شهرهای مختلف احداث شدهاند، و از نظر کمی، عرضه مسکن افزایش یافته است. اما یک سؤال اساسی همچنان باقی است: چرا با وجود این حجم از ساختوساز، کیفیت زندگی در بسیاری از آپارتمانها رضایتبخش نیست؟
پاسخ این سؤال را باید در تغییر اولویتها در فرآیند تولید مسکن جستجو کرد؛ جایی که «حداکثرسازی سود» جایگزین «حداکثرسازی کیفیت زندگی» شده است.
غلبه منطق اقتصادی بر منطق زیستی
در بسیاری از پروژههای ساختمانی، طراحی نه بر اساس نیازهای واقعی ساکنان، بلکه بر اساس حداکثرسازی سطح فروش انجام میشود. بهعبارت دیگر، هر مترمربع بهعنوان یک واحد درآمدی دیده میشود، نه یک جزء از یک سیستم زیستی انسانی.
نتیجه این رویکرد، فضاهایی است که اگرچه از نظر فنی قابل سکونت هستند، اما از نظر روانی و عملکردی، کیفیت لازم را ندارند.
کاهش نور طبیعی، حذف فضاهای نیمهخصوصی، کوچک شدن فضاهای عمومی، و بیتوجهی به کیفیت فضایی، از جمله نشانههای این وضعیت است.
حذف تدریجی عناصر هویتبخش سکونت
در الگوهای سنتی، خانه صرفاً یک سرپناه نبود؛ بلکه یک محیط زیستی کامل بود که نیازهای روانی، اجتماعی و عملکردی ساکنان را تأمین میکرد.
اما در بسیاری از آپارتمانهای امروزی، این عناصر حذف شدهاند. فضاهای مشترک به حداقل رسیدهاند، تعاملات اجتماعی کاهش یافته است، و خانه به یک «واحد سکونتی منفرد» تبدیل شده است، نه بخشی از یک سیستم اجتماعی.
این مسئله در کلانشهرهایی مانند ، بهوضوح قابل مشاهده است، جایی که تراکم ساختمانی بالا، اغلب بدون توجه کافی به کیفیت زیست انسانی شکل گرفته است.
نقش ضعف مقررات و نظارت
بخش مهمی از این مسئله، به چارچوبهای قانونی و نظارتی بازمیگردد. در بسیاری از موارد، مقررات موجود، حداقلهای فنی را تعریف میکنند، نه استانداردهای کیفی مطلوب را.
در نتیجه، ساختمانی که از نظر قانونی قابل تأیید است، لزوماً از نظر کیفیت زیست، ساختمان مطلوبی نیست.
این شکاف میان «قانون» و «کیفیت واقعی»، یکی از چالشهای اصلی نظام تولید مسکن است.
پیامدهای بلندمدت برای جامعه شهری
ادامه این روند، پیامدهایی فراتر از حوزه مسکن خواهد داشت. کاهش کیفیت زیست، افزایش نارضایتی اجتماعی، تضعیف حس تعلق، و کاهش سلامت روان، از جمله نتایج قابل پیشبینی این وضعیت است.
مسکن، صرفاً یک کالای اقتصادی نیست؛ بلکه یک زیرساخت حیاتی برای سلامت اجتماعی است.
نادیده گرفتن این واقعیت، هزینههایی ایجاد میکند که در بلندمدت، بسیار فراتر از منافع کوتاهمدت اقتصادی خواهد بود.
جمعبندی
مسئله اصلی در تولید مسکن امروز، کمبود ساختوساز نیست؛ بلکه کمبود «نگاه انسانی به سکونت» است.
تا زمانی که طراحی مسکن، صرفاً بهعنوان یک فعالیت اقتصادی دیده شود، نه یک مسئولیت اجتماعی، کیفیت زیست شهری با چالش مواجه خواهد بود.
آینده پایدار شهری، نیازمند تغییر این رویکرد است؛ تغییری که در آن، کیفیت زندگی، بهعنوان هدف اصلی طراحی و ساختوساز تعریف شود، نه یک متغیر فرعی.
کارشناس توسعه و حکمرانی شهری