آیا تو انتخابت بر پایه اولویت است یا اجبار؟
پرنده ایی که اسارت را میپذیرد، آیا به خاطر سرپناه و غذا است یا جبر زندان انسانی؟
جوانی به دنبال تامین سرپناه است، یک نیاز یا انتخاب اجباری و چشم پوشی از علایق دیگر خود؟
ازدواج به علت عشق یا فرار از زندگی مشترک با خانواده؟
کار کردن به علت تامین مالی یا علاقه شخصی و پیشرفت در مسیر توسعه شغلی؟
مهاجرت از روی اجبار برای کسب آرامش یا ساختن یک رویا؟
کتاب خواندن و فیلم دیدن برای فرار از واقعیت یا توسعه فردی و تفریح؟
خرید لباس از سر اجبار یا هدیه به خود و بدست آوردن لذت خرید؟
دوستی با افراد به علت ترس ناشی از تنهایی یا پاسخ به لذت اجتماعی بودن و معاشرت دو طرفه؟
زیستن به دلیل ناچار بودن یا تجربه و عشق؟
شاید هر دو باهم باشند ( منطق خاکستری) یا انتخاب (صفر و صدی)، چه فرقی میکنه؟!
به هرحال کاش حق انتخاب داشته باشی، نه دست تقدیر و اجبار.