Mosi·۱۱ ساعت پیشلذت شیرین انتقامواقعیتش را نمیدانم که او از پیامدهای کارها و حرفهایی که میزد آگاه بود یا نه. اما این موضوع برایم اهمیتی نداشت، چون تمام خشمم را درون خود…
Mosi·۱ روز پیشسنگ سیاهباد گرم و متعفن جنوب لای در نیمه باز اتاق کاهگلی مشدی رجب می پیچید و بوی گند فاضلاب بازارچه را با خود می آورد. مشدی رجب در حالی که با انگشت…
Mosi·۲ روز پیشتعریف شخصی از کلماتبعضی وقتا تو زندگی آدم یه لحظههایی پیش میاد که حس میکنی یه جای امن پیدا کردی، یه جایی که ذهنت نظم میگیره و یهو یه فکری مثل جرقه میزنه ت…
Mosi·۲ روز پیشموشهای جمجمهساعت سه بعدازظهر جمعه بود. خورشید مثل یک طلبکار بی رحم از پشت پرده های کثیف اتاق خودش را به داخل پرت می کرد تا به من یادآوری کند که هنوز زن…
Mosi·۳ روز پیششما چگونه کتاب میخونید؟کتاب خواندن تجربهای از زیستن در قالب نوشته است که به من امکان میدهد خط فکری و تجربیات دیگران را به شکل مکتوب دریافت کنم و فرصتی برای زندگ…
Mosi·۴ روز پیشجهنم ابدیبه روزی فکر میکردم که من دچار یک بیماری هولناک شدم و زمان کمی برای زنده موندن باقی هست. خب فکر میکردم چه کارهایی کردم و چکارهایی نکردم. قر…
Mosi·۴ روز پیشسودای پیرزویاز خودشناسی تا خودفریبی، فقط یک قدم فاصله بود. توسعهی فردی برای من چیزی جز عقبنشینیِ مفتضحانه نبود؛ مثلِ بازگشتِ لشکری شکستخورده به سنگر…
Mosi·۴ روز پیشتا به کی، تا به کجا؟همین سؤال ها سال هاست مثل دود در سقف اتاق مانده اند. آدم فکر می کند اگر بیشتر بدود، اگر بیشتر بماند، اگر بیشتر دروغ های قشنگ را باور کند، ش…
Mosi·۵ روز پیشمسابقه بدبختیزندگی بهخودیِخود دشوار است، اما آنچه تحملش را سختتر میکند، دردهایی است که دیگران بر ما تحمیل میکنند. انسان فقط به خوراک، پوشاک و هوا ن…
Mosi·۷ روز پیشچشم اربابروزی جدید و دردسر های همیشگی....بوکوفسکی در کتاب ناخدا برای ناهار رفته و کشتی دست ملوانها افتاده میگه آدم های فقیر و بدبخت انگار زاده شدن…