ویرگول
ورودثبت نام
رضوان گلدستور
رضوان گلدستور
رضوان گلدستور
رضوان گلدستور
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

۴۰سالگی به بعد

از چهل‌سالگی به بعد ...

_____________________۴۰

از چهل‌سالگی به بعد،

زندگی دیگر فقط «دویدن» نیست؛

ایستادن است، نگریستن است،

و سنجیدنِ وزنِ هر قدم پیش از برداشتنش.

چهل، عددِ عبور است؛

مرزی ناپیدا میان هیجانِ بی‌مهارِ جوانی

و آرامشِ حساب‌شده‌ی خرد.

در این سن، ذهن دیگر شتاب‌زده قضاوت نمی‌کند؛

مغز، پس از سال‌ها تجربه،

راه‌های عصبیِ صبر و تعمق را بهتر می‌شناسد

و احساسات، از تندیِ واکنش

به عمقِ فهم تغییر شکل می‌دهند.

از چهل‌سالگی به بعد،

انسان کمتر می‌خواهد «ثابت کند»

و بیشتر می‌خواهد «درک کند».

بلوغ عقلی یعنی دانستنِ این حقیقت ساده

که حق با همیشه ما نیست،

و سکوت، گاهی هوشمندانه‌تر از پیروزی در بحث است.

روح در این سال‌ها

پوست‌اندازی کرده است.

دیگر شادی، فریاد نمی‌زند؛

آرام لبخند می‌زند.

غم، فریاد نمی‌کشد؛

آرام می‌نشیند و معنا می‌آفریند.

انسان می‌آموزد که رنج،

دشمن نیست؛

معلمی است سخت‌گیر اما صادق.

علم می‌گوید ذهنِ بالغ

در این سن به تعادل می‌رسد؛

احساس و منطق،

نه در جدال،

که در گفت‌وگو هستند.

و ادبیات می‌گوید:

دل، بالاخره یاد می‌گیرد

کجا ببخشد

و کجا رها کند.

از چهل‌سالگی به بعد،

آرزوها کوچک‌تر نمی‌شوند؛

واقعی‌تر می‌شوند.

انسان به‌جای فتح جهان،

به ساختنِ یک جهانِ امن درون خود فکر می‌کند.

و این،

نه عقب‌نشینی،

که عمیق‌ترین شکلِ پیشرفت است.

چهل‌سالگی،

آغازِ پیر شدن نیست؛

آغازِ «پخته شدن» است.

زمانی که انسان

کمتر می‌سوزد

و بیشتر می‌تابد.

مطلب اختصاصی ِکانال احساسات

https://eitaa.com/ehssasat

https://eitaa.com/ehssasat

می
۳
۰
رضوان گلدستور
رضوان گلدستور
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید