ویرگول
ورودثبت نام
روباه کوچولو
روباه کوچولو" از کلمات برای حس ها و تفکرات ناتمام ."
روباه کوچولو
روباه کوچولو
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

تکه هایی از "نازنین"

< وجدان اغلب دیر از خواب بیدار می‌شود...وقتی دیگر کسی نیست که ببخشایید. >

بریده‌ای از نازنین
بریده‌ای از نازنین

او باور دارد که با ازدواج با دختر ، دارد به او کمک می‌کند. او خودش را نجات دهنده ، پناه و تکیه‌گاه دختر می‌داند ، در حالی که ناخودآگاه به نوعی مالکیت روانی روی او دچار است . او عمیقاً میل دارد که کسی را تحت سلطه‌ی کامل خودش نگه دارد ؛ نه از روی خشونت آشکار، بلکه با مهربانی توأم با تهدید خاموش . مثلا :《 اگر به من نگاه نکرد ، مهم نیست ، من صبورم ...》ولی در واقع این صبر برای شکستن طرف مقابله ، نه احترام به آزادی‌اش .

دختر به ندرت چیزی می‌گوید، ولی رفتارش ، نگاهش و در نهایت خودکشی‌اش ، بلندترین فریاد داستان‌اند ؛ او زنی است که شنیده نمی‌شود.

بریده‌ای از نازنین
بریده‌ای از نازنین

مرد در پایان ، به درک می‌رسد ؛ اما وقتی همه چیز تمام شده . دختر هیچگاه شنیده نشد ، جز وقتی که خود را پرت کرد . و این همان چیزیست که داستایوفسکی می‌خواهد بگوید :《 وجدان انسان اغلب دیر از خواب بیدار می‌شود...وقتی دیگر کسی نیست که ببخشایید. 》

دختر
۱۳
۰
روباه کوچولو
روباه کوچولو
" از کلمات برای حس ها و تفکرات ناتمام ."
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید