جاندار بی جان
خواندن ۲ دقیقه·۲ ماه پیش

گلایه نامه

-نه وقنی بزرگتر بینمون نباشه نمیشه .اون سری که با کیانوش رفتیم...

حرفم را قطع میکنم. یا بهتر است بگویم اصلاح میکنم .

-خدابیامرز کیانوش که منو خبر کرد برای بازی ، بچه ها شلوغ میکردن. لوس بازی میکردن و از این کارا.

بابا تایید میکند. هنوز دهنم عادت نکرده که پشت کیانوش ((مرحوم ))بگذارم. به یک گوشه خیره میشوم و میروم توی خودم.

دیروز روز خوبی بود. رفتیم گل یا پوچ. بعدش هم رفتیم وناهار خوردیم. بعد هم رفتیم توی یک زمین خالی توی کوشکی که مهدی یکبار یکی از صد دوست دخترش را برده بود و اتیش کردیم.از همان روزهایی که دیگر قرار نیست تکرار شود همه دل هایمان خوش بود.همه سر و سامان داشتیم. حداقل همه سرگرم دانشگاه بودیم. از این روز ها توی چند ماه اخیر باز هم داشته ام. مثلا روزی که رفتیم برای سجاد گیتار بخریم. همه دانشجو . همه معلم. همه قدرت خرید داشتیم. همه مان میتوانستیم همانجا گیتار بخریم . میتوانستیم با4تا یاماها C70 به خوابگاه برگردیم. شاید از دیدگاه یک ادم40 ساله این ها مسخره به نظر برسد. شاید به نظرشان یا شاید هم به نظرتان کودکانه باشد ولی برای یک جوان اهل خاور میانه که از قضا در محروم ترین استان یکی از بد ترین کشور ها از نظر اقتصادی ، زندگی میکند، احساس طراوت دارد. احتمالا خریدن یک گیتار مبتدی مثل یاماها c70در بیشتر نقاط دنیا،خیلی راحت تر از این حرف ها باشد.شاید حتی مغز یک نفر را به خودش مشغول نکند. ولی سجاد 20 سال منتظر ماند تا بتواند با پول خودش گیتار بگیرد. با حقوق40 روز یک معلم. بله درس فهمیدید. ما علاوه بر اقتصاد و جغرافیا و ...... ، باید با مغز های 30سال پیش پلمپ شده هم، سر و کله بزنیم. افکاری که موسیقی را مطربی میدانند. فکر میکنند موزیک باعث افسردگی میشود و تنها نیاز بچه، خوراک است نه حتی خوراکی. فقط غذا.

14/11/1403

بیا تو ،چای دم کردم☕️
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید