ویرگول
ورودثبت نام
کورش مژدهی
کورش مژدهی
کورش مژدهی
کورش مژدهی
خواندن ۱ دقیقه·۲۰ روز پیش

0_آنتیگونه

من نمی‌خواهم بفهمم. من آمده‌ام تا بگویم نه… و بمیرم

در نسخه آنوی، این «نه گفتن» جوهر شخصیت آنتیگون است؛ نوعی پاکی مطلق و سرپیچی از سازش

«آنتیگون این‌جاست… همان‌طور که هست: لاغر، لجوج، و آماده برای مرگ.»              

وقتی از او پرسیده می‌شود چرا این کار را می‌کنی، پاسخ او گزنده، ساده و یکی از معروف‌ترین خط‌های متن است:

«برای اینکه می‌خواستم این کار را بکنم.»

آنتیگون به مرگ محکوم می‌شود. هایمون، نامزد او و پسر کرئون، نمی‌تواند این بی‌عدالتی را تحمل کند و خودکشی می‌کند. ملکه نیز با خبر مرگ پسرش دست به خودکشی می‌زند. کرئون تنها می‌ماند؛ نه چون منفور است، بلکه چون وظیفهٔ حکمرانی او را از همه‌چیز محروم کرده است.

یکی از جمله‌های قوی پایانی، دربارهٔ سرنوشت اوست:

«کرئون پس از پایان نمایش، همچنان باید زندگی کند؛ و این مجازات اوست.»

..............

آنتیگون چرا با لبخند مختصر و دردناکی به همون جواب بله داده؟ اینجا آیا خبر مرگ برادرهاش رو شنیده؟ شاید بابت مرگ اودیپ ناراحته

 ؟؟ آ، اوریدیس :«هیچ وقت شوی خویش را مددکار نیست»

؟؟ آ :«این(نگهبان) ها دستیاران بی گناه حکومت ها هستند» . اینجا به قدرت مطلق بودن شاه حتی در دید مردم هم اشاره می کنه.میگه دستیاران بی گناه حکومت ها، ولی خب همین نگهبان ها در عین بد نبودن، چرخدنده ای توی این سازمان خودمختاری هستن.

 

مرگبی گناهآنتیگونه
۲
۰
کورش مژدهی
کورش مژدهی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید