ویرگول
ورودثبت نام
جواد صفری
جواد صفریمهندسی صنایع از دانشگاه علم و صنعت ایران، تدوین استراتژی چابک، مدیریت سبد سهام، safa42@gmail.com
جواد صفری
جواد صفری
خواندن ۱ دقیقه·۸ روز پیش

فقدان

اون روز دلش خیلی هوای رفیقش و کرده بود،

سرش شلوغ بود و چند وقتی میشد که ازش خبری نداشت،

زنگ زد خونشون، برادرش گوشیو برداشت،

بعد از سلام و احوالپرسی گفت آقا مجتبی کجاست،

اونم نه گذاشت و نه برداشت گفت بهشت زهرا،

تا تهشو خوند، شکه شده بود و به زحمت گوشیو گذاشت،

تا چند دقیقه بلند شیون و گریه کرد و سر از زمین بر نداشت،

نزدیک ترین و صمیمی ترین دوستی که داشت دیگه نداشت،

بهترین خاطرات زندگیش با اون از ذهنش گذشت،

صبح سحر جمعه ها کوهنوردی تا معبد شیرپلا از مسیر آبشار دوقلو،

لذت صعود، تماشای طبیعت، صرف صبحانه، و استراحت با هم،

و برگشتن از مسیر راحتتر و طولانی تر هتل اوسون،

با ادب صبور با وفا صمیمی باهوش مهمون نواز با صفا با گذشت ...

از سال اول هنرستان با هم بودن،

سال دوم انقلاب شد و بعدشم جنگ،

همه چیشو برا دفاع یا اون جنگ لعنتی گذاشت،

بار دوم که رفت جبهه تو عملیات میمک دست راستش از کار افتاد،

با دست چپ تمرین میکرد و دیگه چپ دست شده بود،

و بلاخره تو عملیات قتل عام کربلای پنج شهید شد،

و حالا ازون موقع ۴۰ سالی گذشته،

ولی یاد عهد و قراری که با هم داشتن،

و اون آرمانها و آرزوها و شعارهای محقق نشده آرومش نمیذاره،

و مونده چه جوابی باید به مجتبی و دوستای دیگش،

و صدها هزار نفر شهید دیگه بده،

و شرمندگی از جانبازا شیمیائیا قطع نخائیا و خونواده هاشون که دیگه بدتر،

و با خودش میگه ای کاش جنگ نمیشد،

و ای کاش هیچ وقت دیگه جنگ نشه،

لعنت به جهل و تعصب و حرص و طمع و توهم،

که باعث شد دو تا کشور همسایه سر هیچ و پوچ تا مرز فنا برن،

و فقدان ارزشمندترین دارایی هایی که هرگز جبران نخواهد شد.

جنگدفاعانقلابجهلتوهم
۳
۰
جواد صفری
جواد صفری
مهندسی صنایع از دانشگاه علم و صنعت ایران، تدوین استراتژی چابک، مدیریت سبد سهام، safa42@gmail.com
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید