یکی از موتورهای توسعه و تحول،
و پشتوانه اقتصادی کشورها،
میتواند و باید صنعت خودرو سازی باشد،
در غیر اینصورت،
یا مزیت رقابتی ندارد که باید واردش نشد،
و یا مدیریت دچار مشکل است.
برای درک بهتر موضوع،
نگاهی گذرا به تجارت معمول خودرو در دنیا میکنیم،
هر چند که همه دیدن و میدونن،
با فرض یک خودرو متوسط،
حدود ده هزار دلار،
که برای خریدش ده درصد نقد پرداخت میشه،
و بقیه با اقساط بلند مدت و بهره ۲ درصد.
(ماشین دست دوم که دیگه مفته).
حالا اگر اعتبار داشته باشی میتونی،
از خود کارخونه و بی واسطه مثلا،
صد هزارتا خودرو بخری،
و تخفیف خوبی هم بگیری،
بدون کارخونه و ...،
و فوری با 10 درصد سود بفروشی به مردم،
(البته نقدی، و یا قسطی با ۳۰ درصد بهره ناقابل).
حالا اگر با مشارکت،
امتیاز تولید انبوه خودرو رو ازشون بگیری،
و اینجا با هزینه خیلی کمتر تولید کنی،
قاعدتا با حمایت صاحب لیسانس،
میتونی به همه جا هم صادرش کنی حتی اروپا و آمریکا،
و با سودش،
ضمن دادن مالیات،
به دولت و مردمت خدمت کنی،
و شریک توسعه و تحول کشورت باشی،
درست مثل چینی هایی که سالها بعد از ما شروع کردند.
ولی خودرو سازای ما دهها ساله دارن همه این کارا رو میکنن،
و همیشه هم زیان ده و ورشکسته هستن،
و تازه دولت هم باید پول بده بهشون که کارگراشون بیکار نشن.
پس مشکل و بلکه معضل وجود داره،
و البته که حل آن نیاز به،
شایسته سالاری،
و رویکرد مرکب و سه گانه:
تخصص محوری
تفکر استراتژیک
نگرش سیستمی
دارد.