
تو هستی تکیهگاه شکستم ،
من همان فرزند شرمسارت هستم.
تو هستی سایه آرام این دل
تو هستی کوه استوار هر درد.
تو هستی باغبانی از خدایم،
تو آن نوری که تاریکی برد از نگاهم.
جهانم را تو زیبا کردی،
مرا از مهر خود سیراب کردی.
تو آن رنجی در راه شکوفایی
تو آن لبخند شیرینی در سختی
تو جان بخشیدی و من سرشار هستم.
کاش برسد روزی که بگویم:
مادر من، جبران تمام دردهایت هستم