ویرگول
ورودثبت نام
HananehAkbri
HananehAkbri
HananehAkbri
HananehAkbri
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

زندگی از جنس زندگی کردن

در خاکی زندگی می‌کنیم که تاریخش پر از نبوغ است،اما روزهایش پر از خستگی. از کودکی یادمان دادند امید داشته باشیم،علم بیاموزیم و آینده بسازیم. ما ساختیم،فهمیدیم و کلیدها را پیدا کردیم اما درها را دیگران قفل کردند.

چه بسا مهندسانی که برای رویاهای دیگران طراحی کردند و پزشکانی که در صف مهاجرتی ایستادند و شاعرانی که با واژه‌هایشان مرزها را رد کردند. ما قلم در دست داریم ولی به فراموشی سپرده شدیم.

آمارها نویدآور هوش و ذکاوتمان است و خیابان‌هایمان پر از کسانی که یاد گرفتند با نبوغ خود فقط زندگی کنند نه رشد البته زندگی که چه عرض کنم زنده ماندن واژه بهتری است.

ما منبع غنی داریم! نه تنها نفت و گاز،منبعی از مغزهایی که جهان را فهمیدند اما در جهان خودشان جا نشدند.

جوان‌های این روزهای ایران،می‌دانند دنیا کجاست ؛اما نمی‌دانند خودشان کجای دنیا ایستاده اند. می‌دانند باید رفت اما نه دل رفتن دارند و نه شرایط رفتن و شاید نمی دانند از کجا،به کجا باید رفت!

هر بار که هواپیمایی بلند می‌شود فکری رویایی،امیدی از این خاک بلند می‌شود و زمین باز ساکت می‌ماند.

همه تشنه زندگی کردند اما آب در این سرزمین همیشه پشت دیوارها بود .ما هنوز همین جا هستیم با ذهن‌هایی بیدار و دست‌هایی بسته اما اگر قرار باشد روزی این خاک بیدار شود،بی شک از نبوغ همین تشنه‌ها خواهد بود.

هر صبح که از خواب برمی‌خیزیم نه امیدی در دل داریم و نه شوقی در چشمانمان در دل‌هایمان بذری داریم که محدود شده است این محدودیت‌ها اجازه شکوفایی را از او می‌گیرند.

خیابان‌های ایرانمان پر از کسانی شده که لبخند می‌زنند اما نگاهشان حوصله روشنایی ندارد. خنده‌ها نصف و نیمه است و رویاها قسطی و اعتمادها کمیاب‌تر از کار.

بسیاری از ما دیگر نای فکر کردن به قله نداریم و فقط زمین می‌خواهیم؛ زمینی صاف برای دویدن.

نه ثروتمند شدن می‌خواهیم و نه رسیدن به کمال ما زندگی می‌خواهیم همراه زنده ماندن،نفس کشیدن می‌خواهیم در هوایی که پر از آرامش است.

با وجود این‌ها زمینمان پر از انسان‌هایست که یاد گرفتند با وجود ناامیدی امید را پنهان نکنند و تلاش کنند برای فردای بهتر تی اگر بی‌ثمر باشد.

ایرانی
۹
۰
HananehAkbri
HananehAkbri
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید