گر گرفتار تو باشم سرخوشم
در آغوشت نباشم ناخوشم
از جام چشمانت سیر شدم
با یک نگاهت شیر شدم
نگاهمان گره خورد و طنابی بلند شد
بدون تو زیستن برایم دشوار شد
این شعر رو دلی تو چند دقیقه برا دختر عموم نوشتم نمیدونم چرا ولی دلم میخواست پست کنم تو ویرگول