کاش نگران همه نبودم کاش به همه چیز اهمیت نمیدادم اما من به همه چیز خیلی اهمیت میدم کلمات ،دوروبریام ،کارهایی که انجام میدم ،یا کارایی که دیگران انجام میدن،آینده ،گذشته ،همه چیزای کوچیک ذهنمو به هم میریزه.
تو این دنیا کلمات نوری هستن که عشق رو زنده میکنن و در مقابل کلمات می تونن قاتل روح باشن؛و همینطور کارهایی که انجام میدیم میتونن احیا دهنده روح باشن یا یه زخم عمیق که حتی اگه از گذشته های دور باشه قابل فراموش شدن نیست و تو تار و پود وجودمون نقش گرفته و با قلابی محکم به هم بافته شده.
نمیگم فکر و ذکرمون و صرف آدما نکنیم اما من انگار بیش از حد نگرانم بیش از حد برای کسایی که نمیشناسم غمگینم و بیش از این حد دوست دارم یاری رسان مردم باشم و بیش از حد نگرانم که باعث رنج کسی نشم .اینجوری بودنو دوست دارم چون بهم حس زنده بودن و زندگی کردن میده اما گاهی واقعا خستم میکنه.

اینکه سعی کنی کسی رو اذیت نکنی جزو وظایف هر انسانیه و معتقدم انسانیت بالا ترین دیدنیه که یه انسان میتونه داشته باشه.
پس انسان باشیم چون این جهان با انسانیت زنده است نفس میکشه .🌱