
در سال ۱۹۷۱، بنگلادش تازه به استقلال رسیده بود. جنگ، کشور را ویران کرده بود. میلیونها پناهنده، زیرساختهای نابود شده، قحطی و بیماری و زخمِ باورنکردنیِ تجاوز ارتش پاکستان به میلیونها زن بنگلادشی. درست یک سال پیش از آن، طوفانی سهمگین جان سیصد هزار نفر را گرفته بود. فضلالحسن عابد، حسابدار شرکت نفت شل در لندن، در همین دوران در بریتانیا بود. اما سفرش به منطقهی آسیبدیده از طوفان در سال ۱۹۷۰، نقطه عطف زندگی او شد. بعدها گفت: «مرگ و ویرانیای که در کشورم دیدم، زندگیِ مدیر اجرایی یک شرکت نفت را بیمعنا کرد».
همینطور بخوانید: آرمانشهرِ وامهای خرد
او به جای ماندن در لندن، فعالانه برای استقلال بنگلادش لابی کرد. پس از جنگ اما کار بزرگتری در پیش بود. عابد تصمیم گرفت تمام دارایی خود را بفروشد، حتی آپارتمانش در لندن را. با همان پول، در سال ۱۹۷۲ به بنگلادش برگشت و منطقهی دورافتادهی سولا در شمال بنگلادش – جایی که نرخ بیسوادی ۹۰ درصد بود و حتی جاده نداشت – کارش را با یک اتاق اجارهای و بودجهای کمتر از ۴۰۰ هزار دلار شروع کرد. هیچکس باور نمیکرد یک حسابدار بنگلادشی که دارایی خودش را فروخته، بتواند کاری کند. اما امروز، براک با ۱۱۰ هزار کارمند و بودجهای بیش از یک میلیارد دلار، بزرگترین سازمان غیرانتفاعی جهان از نظر تعداد کارمند و پوشش مردم است. داستان براک، چراغی برای تمام نخبگان جهان است که چطور میتوانند عمیقاً به کشور خود کمک کنند.
«بنگلادش را به درستی «پایتخت جهانی انجیاوها» نامیدهاند. این مسئله نه فقط به خاطر تعداد، که به دلیل مدل منحصربهفرد این سازمانها، به واقع استثناست. انجیاوهای بنگلادش در دل ویرانی به دنیا آمدند، جای خالی دولت را پر کردند، به مقیاسهای عظیم رسیدند، و حتی از وابستگی به کمکهای خارجی عبور کردند. اما همین مدل موفّق، وقتی به کشورهای دیگر برده میشود، در بسیاری از اوقات جواب نداد. به همین دلیل است که پژوهشگران میگویند: «از براک بیاموزید، اما کورکورانه کپی نکنید» .
عابد در سال 2020 درگذشت. گاردین در یادداشت فوت او نوشت:
وقتی عابد میخواست مرگ کودکان روستایی را با آموزش درمان کمآبی کاهش دهد، به کارمندانش نگفت «چند خانوار را پوشش دادی». گفت «مادرها بعد از آموزش چقدر یاد گرفتند». پاداش را بر اساس کیفیت یادگیری میداد، نه تعداد خانههایی که زدهاند. حتی یک بار تعدادی از پژوهشگران را اخراج کرد چون فهمید آمارها را جعل کردهاند. نتیجه: جان میلیونها کودک نجات یافت.
این متن، برگردانی روی یادداشت ماهبوب حسین¹، اقتصاددان بنگلادشی و مدیر اجرایی اسبق براک، است که نگاهی کلان به ساختار، دستاوردها و درسهای مدل توسعه این سازمان دارد. براک که در سال ۲۰۲۵ برای سومین سال پیاپی به عنوان بهترین سازمان غیردولتی جهان شناخته شد. سازمانی که اکنون بزرگترین نهاد خیریه و توسعه جهان از نظر تعداد کارکنان و خدماتگیرندگان محسوب میشود؛ یعنی حتی بزرگتر از صلیب سرخ.
براک²، سازمانی غیردولتی مستقر در بنگلادش، یک داستان موفقیت در حوزه توسعه است. این سازمان با سازماندهی افراد حاشیهنشین و آسیبپذیر در قالب «انجمنهای روستایی»³ تغییرات پایدار را تسریع میکند و اکوسیستمی میسازد که در آن افراد آسیبپذیر و حاشیهنشین این شانس را پیدا میکنند که کنترل زندگی خود را به دست گیرند. براک این کار را با رویکردی کلنگر و فراگیر انجام میدهد و از ابزارهایی استفاده میکند که عبارتند از:
برنامه «پشتیبانی نزدیک»⁴ برای فقرا
وامهای خرد⁵
مدرسه برای کودکان بازمانده از تحصیل
رساندن خدمات درمانی ضروری به مردم با کمک داوطلبان آموزشدیده
تأیید عملی و رساندن فناوریهای بهتر به کشاورز
و خدمات توانمندسازی جامعه و کمکهای حقوقی
در مورد وامهای خرد که ۴۰ درصد از سبد فعالیتهای براک را تشکیل میدهد، رویکرد «وام به اضافه خدمات»⁶ را اتخاذ میکند و محصولات مالی انعطافپذیری مانند پسانداز و چندین نوع سازوکار شبهبیمه⁷ را در اختیار وامگیرندگان قرار میدهد تا ریسک ناشی از آسیبپذیری در برابر شوکهای بیرونی را پوشش دهد.
براک⁸ در سال ۱۹۷۲ به عنوان یک سازمان کمکرسانی و بازسازی زندگی تأسیس شد تا به اسکان دوبارهی پناهندگانی که از هند بازمیگشتند کمک کند و معیشت مردم را در کشور تازهاستقلالیافتهی خود احیا نماید. براک سپس دامنهی تمرکزش را گسترش داد تا به مشکلات بلندمدت فقر، بیسوادی، بیماری و تبعیض اجتماعی علیه مردم حاشیهنشین از جمله زنان بپردازد.
طی چهار دههای که از تأسیس براک میگذرد، آنها به یکی از بزرگترین سازمانهای غیردولتی جهان تبدیل شدهاند که با مداخلات توسعهای گوناگون و نگاهی جامع، نیازهای فقرا را برآورده میسازد. براک «مدل» خاص خود را ساخته است: مدل براک این است: اول آزمایش میکند تا کار را بلد شود، از دل تجربه نوآوری درمیآورد، بعد طرح را بزرگمقیاس ⁹ میکند تا به نتیجه برسد. براک اکنون به عنوان یک سازمان غیردولتی بینالمللی در ده کشور از کشورهای جنوب¹⁰ فعالیت میکند و بیش از ۱۱۰ هزار کارمند دارد که به همراه داوطلبان زیادی از میان خود مردم، به ۱۲۵ میلیون نفر از فقرا و آسیبپذیران خدمت میرسانند.

بنگلادش طی چهار دهه (پس از استقلال در سال ۱۹۷۱) پیشرفت اقتصادی قابل توجهی داشته است. رشد اقتصادی از ۳ درصد در سال طی دو دههی اول به ۵ درصد در دههی ۱۹۹۰ و سپس به ۶ درصد در دههی گذشته شتاب گرفته است. این کشور به ویژه در مسائل اجتماعی موفق بوده است: کاهش رشد جمعیت از سه دهم درصد به یک و دو دهم درصد در سال، افزایش تولید برنج (غذای اصلی) از ۱۱ به ۳۳ میلیون تن، کاهش مرگومیر کودکان زیر پنج سال از بیش از ۱۵۰ در هر هزار کودک به ۵۲، افزایش نرخ باسوادی بزرگسالان از ۲۴ به بیش از ۶۰ درصد و دستیابی به برابری جنسیتی در مدارس ابتدایی و متوسطه. پیشرفت در جبههی اجتماعی در مقایسه با عملکرد دیگر کشورهای جنوب آسیا به ویژه قابل توجه است.
اما کارهای بسیار بیشتری باقی مانده است. این کشور ظرفیت تحمل خود را با ۱۵۴ میلیون نفر جمعیت (تراکم بیش از ۱۱۰۰ نفر در هر کیلومتر مربع) بسیار فراتر برده و سالانه یک میلیون و هشتصد هزار نفر هم اضافه میشود. بیش از ۳۰ درصد مردم در فقر زندگی میکنند و ۴۱ درصد کودکان زیر پنج سال دچار کوتاهقدی ناشی از سوءتغذیه¹¹ هستند. یکسوم از نیروی کار جدید به دلیل کمبود فرصتهای شغلی در داخل، به دنبال اشتغال در خارج از کشور هستند، در حالی که دوسوم کارگران از بخش غیررسمی¹² امرار معاش میکنند. هشتاد درصد مردم به مراقبت بهداشتی با کیفیت دسترسی ندارند و ۱۹۰ زن در هر ۱۰۰ هزار زایمان جان خود را از دست میدهند. ۴۰ درصد کودکان به مدارس متوسطه نمیروند و کیفیت آموزش هم در سطح ابتدایی و هم متوسطه ضعیف است. با رشد سریعتر اقتصادی، نابرابری منطقهای و اجتماعی-اقتصادی نیز رو به وخامت است.
مهاجرت مردم از روستا به شهر به دلیل نبود فرصتهای اقتصادی و امکانات رفاهی در مناطق روستایی با سرعت زیادی ادامه دارد. در نتیجه، جمعیت رو به رشد حاشیهنشینان شهری مشکلات جدیتری از نظر بیسوادی، بهداشت ضعیف و سلامت نامناسب در محلههای فقیرنشین شهری نسبت به مناطق روستایی ایجاد کرده است. چالشهای حاد توسعه با تهدیدهای ناامنی غذایی و تغییر اقلیم تشدید میشود. فقر، نابرابری و طردشدگی همچنان در حوزههای سلامت، آموزش و بیکاری جوانان خود را نشان میدهد و صلح و نظم را به خطر میاندازد و توسعهی اقتصادی و اجتماعی را محدود میکند.

راهبرد کلی براک حمایت از دولت بوده است:
الف) بهبود وضعیت کنونی اقتصادی و اجتماعی فقرا،
ب) ایجاد تابآوری¹³ در میان فقرا و افراد آسیبپذیر در برابر شوکهای خارجی مانند سیل، خشکسالی و طوفان
براک به ویژه راهبرد «توسعه فراگیر»¹⁴ را دنبال کرده است؛ یعنی شناسایی مناطقی که دولت در اجرای برنامههای توسعهاش موفقیت محدودی داشته و سپس بسیج منابع برای رساندن خدمات به «دستنرسیدگان»¹⁵. در راهبرد اخیراً تدوین شده، براک ساختار برنامههای خود را توسعه داده و فعالیتهایش را دقیقاً تنظیم کرده است تا تلاشهای دولت برای دستیابی به اهداف توسعه هزاره¹⁶ را تکمیل کند.
منتقدان براک را «دولت موازی» در بنگلادش مینامند. اما طرفدارانش میگویند: «در کشوری که دولتهای متعدد نتوانستند خدمتی به فقرای بیزمین برسانند، براک جایی را پر کرده که هیچکس نتوانسته است.»
براک رویکردی کلنگر به کاهش فقر دارد و سه ستون برنامه دارد:
ستون اول: تلاش میکند اشتغال و درآمد خانوارهایی را که دارایی کمی دارند افزایش دهد تا آنها به تدریج از نردبان فقر بالا رفته و در نهایت از آن خارج شوند¹⁷. برنامههای این گروه شامل کمکهای کوچک دارایی و کمک به مدیریت آن داراییها برای خانوارهای فقیر شدید، وامهای خرد برای فقرای متوسط و حمایت از کشاورزی از طریق توسعه و تأیید فناوری، تأمین بذر با کیفیت و ارائه اعتبار و ترویج کشاورزی برای افزایش بهرهوری سرمایه و نیروی کار است.
ستون دوم: با هدف توسعهی منابع انسانی برای کاهش پایدار فقر عمل میکند. شامل ارائه خدمات درمانی از طریق داوطلبان آموزشدیدهی سلامت، مداخلات آب، بهداشت و نظافت¹⁸ برای کنترل شیوع بیماریهای واگیر و دستیابی به تغذیه خوب، آموزش فرصت مجدد تحصیل برای کودکان خانوادههای فقیر و برنامهای که به نوجوانان هم هنرِ درآمدزایی میآموزد، هم هنرِ زندگی کردن.

ستون سوم: توانمندسازی گروههای محروم جامعه از جمله زنان. برنامهی توانمندسازی جامعه، زنان را در «فدراسیونهای روستایی»¹⁹ سازماندهی میکند و برگزاری جلسات ماهانه را تسهیل میکند تا دربارهی مشکلات اجتماعی گفتگو کنند و اطلاعاتی دربارهی برنامههای تأمین اجتماعی دولت و نحوهی دسترسی به آنها ارائه دهند. این برنامه کمک میکند تا سرمایهی اجتماعی و سیاسی برای فقرا تولید شود تا بتوانند در برابر بیعدالتی اجتماعی مقاومت کنند و حقوق و امتیازات خود را از دولت محلی مطالبه کنند. برنامهای تحت عنوان «خدمات حقوق بشر و کمک حقوقی» به زنان فقیر دربارهی قوانین و مقرراتی که بر زندگی و اموالشان تأثیر میگذارد آموزش میدهد، راهحلهای جایگزین اختلافات²⁰ را تسهیل میکند و از قربانیان بیعدالتی اجتماعی و خشونت خانگی حمایت حقوقی به عمل میآورد. برنامهای با عنوان «عدالت جنسیتی و تنوع» نیز با هدف افزایش توانمندی زنان و کاهش نابرابری جنسیتی طراحی شده است.
براک کسبوکارهایی راه میاندازد که به آنها «شرکتهای اجتماعی»²¹ میگویند. این شرکتها در روستاها، جایی وارد میشوند که بازار آزاد «شکست خورده»²² است؛ مثلاً جایی که هیچ کس به فکر خرید محصول از کشاورز فقیر نیست. همین شرکتها همزمان سود هم میکنند و براک آن سود را صرف فعالیتهای توسعهای دیگر میکند؛ مثل ساختن مدرسه یا راه اندازی درمانگاه. فعالیتهایی که براک نمیتواند بابتشان از اعضایش هزینه دریافت کند.
یکی از اهداف سازماندهی این شرکتها و نهادهای وابسته، خودکفا شدن تدریجی در عملیات توسعه و کاهش وابستگی به کمکهای بلاعوض اهداکنندگان است. چنین شرکتها و نهادهای وابستهای عبارتند از: آرونگ²³، لبنیات و طیور براک، شرکت بذر براک، بانک براک، شرکت مالی دلتا براک مسکن و غیره. تقریباً همهی این شرکتها به عنوان پشتیبان یک یا چند برنامهی براک شروع به کار کردهاند و رشد یافتهاند تا مازاد قابل توجهی برای مداخلات رایگانی مانند سلامت، آموزش و فقر شدید فراهم کنند. نیمی از مازاد درآمد این شرکتها بین فعالیتهای برنامهای براک توزیع میشود و مابقی صرف گسترش بیشتر شرکتها میگردد که به نوبهی خود به ایجاد اشتغال و در نتیجه کاهش فقر کمک میکند. بخشی از این منابع صرف اجرای پروژههای آزمایشی در حوزههای جدید چالشبرانگیز میشود.

براک شرکتهای اجتماعی را به عنوان الگوهایی برای آیندهی صنعت خصوصی با هدفی اجتماعی میبیند؛ کسبوکارهایی که از مازاد درآمد خود برای اهداف اجتماعی استفاده میکنند. خود برنامهی وامهای خرد، یک شرکت اجتماعی است، زیرا خودتأمین مالی است و مازاد تولید میکند تا سود انباشته ایجاد نماید که خود منبع مهمی برای سرمایهی وامدهی است.
براک به کارگران بیکار وام میدهد تا خودشان برای خودشان شغل درست کنند؛ چون جای دیگری برای کار کردن نیست. با دسترسی به اعتبار، خانوار میتواند فعالیتهای اقتصادی را سازماندهی کند تا کالاها و خدماتی برای امرار معاش تولید نماید. اعتبار از طریق اعضای زن خانوار هدایت میشود. با دسترسی به منابع، زنان میتوانند توانمند شوند تا جایگاه خود را در خانواده و جامعه بهبود بخشند و این به آنها در مسیر رسیدن به توانمندی و برابری جنسیتی کمک میکند.

یک «سازمان روستایی»²⁴ از ۳۰ تا ۴۰ زن تشکیل میشود. از این سازمان برای رساندن خدمات مالی به درب منازل خانوارهای حاشیهنشین استفاده میشود. همچنین از این سازمان به عنوان بستری برای ارائه خدمات درمانی، آموزش حقوقی و سایر فعالیتهای توسعه اجتماعی استفاده میگردد. در حال حاضر از چهار محصول وام استفاده میشود:
دابی²⁵ یا وام کاهش فقر: هدف آن فقیرترین خانوارهاست و حداکثر مبلغ وام تا ۸۰۰ دلار برای هر وامگیرنده است که بیشتر برای فعالیتهای کارآفرینانهی اشتغالزای خوداتکا استفاده میشود.
پروگوتی²⁶ یا وام خُرد کارآفرینی: برای گسترش کسبوکارهایی که در شهرها و مراکز رشد روستایی قرار دارند، به کار میرود تا هم نیازهای کشاورزان را از بازار تأمین کند (پیوند پسین) و هم محصولشان را به فروش برساند (پیوند پیشین)²⁷. مبلغ وام از ۸۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار است.
وام کشاورزی: برای کشاورزان خردهپا، جهت تأمین نیازهای سرمایه در گردش، اجاره زمین یا خرید ماشینآلات کشاورزی.
وام تأمین مالی مهاجرت شغلی: برای اعضایی که به دنبال اشتغال در خارج از کشور هستند، با مبلغی بین ۱۰۰۰ تا ۴۰۰۰ دلار.
وامهای کاهش فقر و کشاورزی بدون نیاز به وثیقه²⁸ برای دورههای یک ساله ارائه میشوند و اقساط به صورت هفتگی یا ماهانه در جلسات سازمان روستایی جمعآوری میشوند. برای وامهای کارآفرینی و مهاجرت شغلی، وام با وثیقهی سند زمین یا سایر داراییها ارائه میشود و اقساط ماهانه جمعآوری میگردد. مدت وام از یک تا سه سال متغیر است و اقساط به صورت ماهانه یا فصلی وصول میشود. این برنامه همچنین از بسیج پساندازهای کوچک توسط اعضای سازمان روستایی حمایت میکند که میتوانند برای نیازهای اضطراری برداشت شوند. وامها دارای نرخ کارمزد (بهره) ۱۸ تا ۲۷ درصد از مبلغ وام باقیمانده هستند.
رویکرد «وام به اضافه خدمات»²⁹ براک را از سایر سازمانهای وام خرد متمایز میکند. براک موانع موجود در زنجیرهی ارزش فعالیتهای اقتصادی که با وامها راهاندازی میشوند را شناسایی کرده و خدماتی ارائه میدهد تا به شکستهای بازار رسیدگی کند و به افزایش بهرهوری نیروی کار و سرمایه و در نتیجه بهبود توانایی وامگیرندگان در بازپرداخت وامها کمک کند. براک شرکتهای حمایتی راه انداخته که سود تولید میکنند. بعد این سود را در فعالیتهایی مثل آموزش و بهداشت سرمایهگذاری مجدد میکند. این خدمات به صورت رایگان به اعضای سازمان روستایی و حتی غیراعضا داده میشود.
طی زمان، نوآوریهای متعددی برای مقابله با ریسکهای مرتبط با شوکهای خارجی معرفی شده است:
پسانداز اجباری: پنج تا ده درصد از مبلغ وام که هنگام پرداخت وام کسر میشود و میتوان از آن برای پوشش نکول³⁰ ناشی از شکست کسبوکار در اثر بلایای طبیعی، از دست دادن سرمایه، یا فروپاشی ناگهانی بازار کالاها یا خدمات تولیدشده توسط کسبوکار استفاده کرد. پس از بازپرداخت وام، وامگیرنده این اختیار را دارد که مبلغ را در حساب پسانداز شخصی اختیاری خود انباشته کند.
ذخیرهی مطالبات مشکوکالوصول³¹ برای حذف بدهی وامهایی که بیش از دو سال معوق میمانند. این امکان برای وامگیرندگانی استفاده میشود که به هر دلیلی در بازپرداخت وام مشکل داشتند. معمولاً حذف بدهی برای وامهایی انجام میشود که در سالهای بلایای طبیعی گرفته شدهاند.
بیمهای بدون حق بیمه: اگر وامگیرنده بمیرد، وامش بخشیده میشود و ۱۴۰ دلار هم برای کفن و دفن و خرجهای اجتماعی به خانوادهاش داده میشود.
وام تکمیلی³² که به وامگیرندگانی داده میشود که سابقهی عالی در بازپرداخت منظم اقساط دارند تا نیازهای نقدی کوتاهمدت اضطراری مانند هزینههای عمدهی پزشکی، پرداخت شهریهی تحصیل فرزندان، هزینههای ازدواج فرزندان، یا فرصت ناگهانی برای گسترش کسبوکار را پوشش دهند.
این برنامه تاکنون بیش از ۶ میلیون عضو را در سازمانهای روستایی سازماندهی کرده و به بیش از چهار میلیون وامگیرنده با ۲۲۰۰ شعبه در سراسر بنگلادش اعتبار ارائه میدهد. مبلغ کل وامهای پرداختی به حدود ۸۱۰ میلیون دلار رسیده و پسانداز انباشتهی وامگیرندگان به ۳۲۵ میلیون دلار رسیده است. سبد در معرض ریسک³³ (معوق بیش از یک ماه) کمتر از شش درصد از کل وامهاست. این برنامه خودپایدار³⁴ است و منابع مالی وام از پساندازهای انباشتهی وامگیرندگان، استقراض از بانکهای تجاری، و سود انباشته از مازاد عملیات سالهای قبل تأمین میشود. مازاد تولیدشده از این برنامه در سال ۲۰۱۲ معادل ۴۵ میلیون دلار بود.
عابد به کارمندانش پاداش میداد بر اساس این که مادران بیسواد روستایی چقدر درست یاد گرفتهاند، نه اینکه چند خانه را گشتهاند. حتی پژوهشگرانی را که آمار تقلبی تحویل میدادند، اخراج کرد. نتیجه جان میلیونها کودک بود. خودش میگفت: «مردهای شکستخورده زیاد دیدهام، اما زن شکستخورده نه.»

درسهای سیاستی زیر از تجربهی براک به دست میآید:
فقر ابعاد چندگانه دارد. ریشهکنی فقر نیازمند رویکردی کلنگر به توسعه است تا از جبهههای متعدد به آن پرداخته شود. آموزش و مراقبتهای بهداشتی برای توسعهی منابع انسانی مردم حاشیهنشین، کلید کاهش پایدار فقر هستند. بسیج فقرا و افزایش آگاهی آنها بستری برای تولید سرمایهی اجتماعی و سیاسی فقرا ایجاد میکند تا به شهروندانی فعال و مسئول تبدیل شوند که حکمرانی خوب³⁵ را تسهیل میکنند.
وامهای خرد صرفاً یک فعالیت برای گسترش شمول مالی³⁶ نیست. بلکه نقطهی ورودی برای توسعهی همهجانبهی اجتماعی-اقتصادی است و میتواند ابزاری قدرتمند برای کاهش فقر باشد.
برای این که وامهای خرد مؤثر واقع شوند، وامگیرندگان به حمایت اضافی مانند آموزش مالی، آموزش برای ارتقای مهارت، انتشار فناوری بهبودیافته و شیوههای مدیریتی برای کشاورزی نیاز دارند. این خدمات اضافی به افزایش بهرهوری نیروی کار و سرمایه کمک میکند و در نتیجه ظرفیت اقتصادی وامگیرندگان را برای بازپرداخت وامهای خرد گرانقیمت بهبود میبخشد.
پسانداز وامگیرندگان، ارزانترین منبع پول برای وام دادن است. تنوعبخشی به سبد وامها با وامهای خُرد بزرگمقیاس کارآفرینی و وامهای مهاجرت شغلی به کاهش هزینهی عملیاتی خدمات وام خرد کمک میکند.
خانوارهای کمدرآمد توانایی پرداخت حق بیمه برای پوشش ریسکهای ناشی از شوکهای خارجی را ندارند. تقاضا برای بیمه جهت پوشش ریسک معمولاً بسیار پایین است. با این حال، میتوان ریسکها را به طور جزئی با محصولات شبهبیمه پوشش داد، مانند نگهداری ذخیره برای مطالبات مشکوکالوصول، پسانداز اجباری که در مواقع اضطراری قابل برداشت باشد، مقررات مربوط به بخشودگی وام در زمان مرگ ناگهانی وامگیرنده، و مقررات مربوط به وام تکمیلی برای تأمین نیازهای نقدی اضطراری. این محصولات مالی انعطافپذیر را میتوان از محل نرخ بهرهای که بر وام بسته میشود تأمین کرد.
این بخش از مقالهی مورداشاره استخراج نشده و برای آن از منابع دیگری37 که منتقدانه دستاوردهای براک را بررسی کردهاند، ارجاع میدهد.
بر اساس تحلیلهای دانشگاهی مختلف، مشکلات اصلی سیستم براک به چند نکتهی کلیدی برمیگردد که توافق نسبی پژوهشگران روی آنها وجود دارد. این موارد نه برای تخریب، که برای بهبود الگوگیری از براک ضروری هستند:
نرخ بهره و وابستگی اقتصادی: براک با وجود اثربخشی در کاهش فقر، نرخ بهرهای بین ۱۸ تا ۲۷ درصد (و در عمل مؤثر تا ۴۰ درصد) از وامگیرندگان فقیر دریافت میکند. در حالی که نرخ سود بانکی عادی در بنگلادش حدود ۹ درصد است. پژوهشگران این نرخ را «بیعدالتی در حق فقرا» مینامند و معتقدند مدلهای جایگزین مانند گروههای خودیاری محلی میتوانند با هزینه کمتر کار کنند.
کنترل واقعی وام توسط مردان: پژوهشهای متعدد نشان دادهاند که اگرچه وام به نام زنان ثبت میشود، در بسیاری از موارد تصمیمگیری دربارهی نحوهی استفاده از پول با مردان خانواده است. زنان مسئول بازپرداخت اقساط هستند، اما کنترل واقعی بر درآمد حاصل از وام را ندارند. این مسئله نشان میدهد که توانمندسازی صرفاً اقتصادی بدون تغییر ساختار قدرت در خانواده، ناقص میماند.
تجاریسازی و تضعیف پاسخگویی اجتماعی: براک برای تأمین مالی پایدار، به سمت مدلهای تجاری و نئولیبرالی حرکت کرده است. پژوهشگران «حسابداری انتقادی» نشان دادهاند که این تجاریسازی، پاسخگویی اجتماعی (به مردم فقیر) را تحت الشعاع پاسخگویی عملکردی به اعتباردهندگان و دولت قرار داده است. براک اکنون بیشتر به یک «شرکت فقر» تبدیل شده تا یک نهاد توسعهی صرفاً اجتماعی. این نقد به این معنا نیست که براک شکست خورده، بلکه هشدار میدهد که برای الگوگیری مؤثر، باید میان رشد کمی و حفظ مأموریت اجتماعی تعادل برقرار کرد.
برای الگوسازی از براک، باید نرخ بهره را شفافتر کرد، مکانیسمهایی برای نظارت بر استفادهی واقعی وام توسط زنان طراحی نمود، و تضمین کرد که تجاریسازی به قیمت فراموشی اهداف اجتماعی تمام نشود.
¹ ماهبوب حسین: اقتصاددان بنگلادشی و مدیر اجرایی سابق براک (تا زمان مرگ در ۲۰۱۶). او دکترای خود را از کمبریج گرفت و پیشتر رئیس بخش علوم اجتماعی مؤسسه بینالمللی تحقیقات برنج (IRRI) بود.
² براک (BRAC): مخفف عبارت «کمیته پیشرفت روستایی بنگلادش» (Bangladesh Rural Advancement Committee) که بعداً به «ساخت منابع در میان جوامع» (Building Resources Across Communities) تغییر یافت. در حال حاضر فقط با نام اختصاری BRAC شناخته میشود.
³ انجمنهای روستایی (Village Associations): گروههای خودیاری محلی که اعضا در آنها گرد هم میآیند تا پسانداز کنند، وام بگیرند و به خدمات اجتماعی دسترسی پیدا کنند. در متن اصلی «Village Organizations» (سازمانهای روستایی) نیز نامیده شده است.
⁴ برنامه دستگیری (Hand-holding program): برنامهای برای فقیرترین اقشار که در آن به جای وام، دارایی (مثل بز یا مرغ) به صورت بلاعوض داده میشود و مددکاران تا زمانی که فرد به پایداری برسد، او را همراهی میکنند.
⁵ وامهای خرد (Microfinance): ارائه خدمات مالی کوچک مانند وام، پسانداز و بیمه به افرادی که به بانکداری سنتی دسترسی ندارند.
⁶ رویکرد «وام به اضافه خدمات» (Credit plus approach): استراتژی براک که در آن وام صرفاً به عنوان ابزار مالی در نظر گرفته نمیشود، بلکه همراه با آموزش، سلامت و خدمات اجتماعی ارائه میگردد تا شانس موفقیت وامگیرنده افزایش یابد.
⁷ سازوکار شبهبیمه (Insurance-like provisions): ابزارهایی که مثل بیمه عمل میکنند (مثل بخشودگی وام هنگام فوت) اما نیازی به پرداخت حق بیمه جداگانه ندارند.
⁹ بزرگمقیاس کردن (Scaling up): فرآیند گسترش یک پروژه یا برنامه موفق از مقیاس پایلوت به سطح منطقهای یا ملی.
¹⁰ کشورهای جنوب (Global South): اصطلاحی که به طور گسترده برای اشاره به کشورهای در حال توسعه یا کمتر توسعهیافته در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین استفاده میشود.
¹¹ کوتاهقدی ناشی از سوءتغذیه (Stunting): اختلال رشد ناشی از سوءتغذیه مزمن که معمولاً با قد کوتاهتر از حد استاندارد سنی نمایان میشود و نشانه کمبود تغذیه طولانیمدت است.
¹² بخش غیررسمی (Informal sector): بخشی از اقتصاد که ثبت نشده، مالیات نمیدهد و تحت پوشش قوانین کار و حمایتهای اجتماعی نیست، مانند دستفروشی، کارگری روزمزد و مشاغل خانگی.
¹³ تابآوری (Resilience): ظرفیت افراد، جوامع یا سیستمها برای مقاومت، جذب و بهبودی سریع از شوکها و بحرانها (مانند سیل، خشکسالی یا بحران اقتصادی).
¹⁴ توسعه فراگیر (Inclusive development): رویکردی که تضمین میکند همهی اقشار جامعه، به ویژه فقیرترین و حاشیهنشینترین افراد، به فرصتهای توسعه و مزایای آن دسترسی دارند.
¹⁵ دستنرسیدگان (Unreached): به افرادی یا مناطقی گفته میشود که خدمات توسعه و دولت به آنها نرسیده یا به طور مؤثر به آنها خدمت نکرده است.
¹⁶ اهداف توسعه هزاره (Millennium Development Goals): هشت هدف بینالمللی که توسط سازمان ملل در سال ۲۰۰۰ تعیین شد؛ شامل ریشهکنی فقر شدید، آموزش همگانی ابتدایی، برابری جنسیتی، کاهش مرگومیر کودکان، بهبود سلامت مادران، مبارزه با اچآیوی/ایدز و مالاریا، پایداری محیط زیست و مشارکت جهانی برای توسعه.
¹⁷ خروج از فقر (Graduation from poverty): فرآیندی تدریجی که در آن یک خانوار فقیر به نقطهای میرسد که دیگر به کمکهای خارجی وابسته نیست و میتواند به طور پایدار نیازهای خود را تأمین کند.
¹⁸ مداخلات آب، بهداشت و نظافت (WASH): مجموعه اقداماتی که شامل تأمین آب آشامیدنی سالم، ترویج بهداشت فردی (مثل شستن دستها) و بهبود دفع بهداشتی فاضلاب (توالت) میشود.
¹⁹ فدراسیونهای روستایی (Rural Federations): ساختارهایی متشکل از چندین سازمان روستایی در یک منطقه که برای افزایش قدرت چانهزنی و نفوذ سیاسی اعضا تشکیل میشوند.
²⁰ راهحلهای جایگزین اختلافات (Alternate dispute resolution): روشهای حل اختلاف خارج از دادگاه، مانند میانجیگری، که معمولاً سریعتر و کمهزینهتر از دعاوی قضایی هستند.
²¹ شرکتهای اجتماعی (Social enterprises): کسبوکارهایی که هدف اصلی آنها سودآوری شخصی نیست، بلکه حل یک مسئله اجتماعی است و سود حاصله دوباره در همان هدف اجتماعی سرمایهگذاری میشود.
²² شکست بازار (Market failure): وضعیتی که در آن بازار آزاد قادر به تخصیص کارآمد منابع نیست، به دلیل عواملی مثل اطلاعات ناقص، انحصار، یا وجود کالاهای عمومی.
²³ آرونگ (Aarong): فروشگاه زنجیرهای براک که محصولات صنایع دستی تولیدشده توسط زنان روستایی را به بازارهای داخلی و بینالمللی عرضه میکند.
²⁴ سازمان روستایی (Village Organization - VO): هسته اصلی برنامه وام خرد براک؛ گروهی از زنان فقیر که به طور منظم تشکیل جلسه میدهند، پسانداز میکنند، وام میگیرند و اقساط را پس میدهند.
²⁵ دابی (Dabi): واژه بنگالی به معنای «ادعا» یا «حق». در اینجا نام محصول وام کاهش فقر براک است.
²⁶ پروگوتی (Progoti): واژه بنگالی به معنای «پیشرفت». در اینجا نام محصول وام خُرد کارآفرینی براک است.
²⁷ پیوندهای پسین و پیشین (Backward and forward linkages): پیوندهای پسین ارتباط با تأمینکنندگان مواد اولیه و نهادهها هستند؛ پیوندهای پیشین ارتباط با بازارها و توزیعکنندگان محصول نهایی.
²⁸ وثیقه (Collateral): دارایی یا تضمینی که وامگیرنده در قبال دریافت وام به بانک یا مؤسسه مالی میدهد و در صورت عدم بازپرداخت، مصادره میشود.
²⁹ رویکرد «وام به اضافه خدمات» (Credit plus approach): همان رویکردی که پیشتر توضیح داده شد – ترکیب وام با آموزش، سلامت و توانمندسازی.
³⁰ نکول (Default): ناتوانی یا خودداری وامگیرنده از بازپرداخت به موقع اقساط وام.
³¹ ذخیره مطالبات مشکوکالوصول (Provision for bad debt): مبلغی که مؤسسات مالی کنار میگذارند تا در صورت نکول وامگیرنده، زیان وامهای پرداختنشده را پوشش دهد.
³² وام تکمیلی (Top-up loan): وام اضافی که به وامگیرندگان خوشحساب داده میشود تا نیازهای کوتاهمدت و اضطراری خود را پوشش دهند.
³³ سبد در معرض ریسک (Portfolio at risk): درصدی از کل وامهایی که حداقل یک قسط آنها بیش از مدت معینی (معمولاً ۳۰ روز) معوق مانده است. شاخص مهمی برای سنجش سلامت وامدهی.
³⁴ خودپایدار (Self-sustaining): وضعیتی که در آن یک سازمان یا برنامه بدون نیاز به کمکهای بلاعوض خارجی، از طریق درآمدهای خود (مانند سود وامها) هزینههایش را پوشش میدهد.
³⁵ حکمرانی خوب (Good governance): شیوه مدیریت منابع عمومی که شفاف، پاسخگو، مبتنی بر قانون و مشارکتجو باشد و فساد و سوءمدیریت در آن حداقل باشد.
³⁶ شمول مالی (Financial inclusion): وضعیتی که در آن همه افراد و کسبوکارها، صرف نظر از سطح درآمد، به محصولات و خدمات مالی مقرونبهصرفه و پایدار (مانند حساب بانکی، وام، بیمه و پرداخت) دسترسی داشته باشند.
37 Mannan, M. (2009). BRAC: Anatomy of a "Poverty Enterprise". که توسط انسانشناس و دانشیار بنگلادشی نوشته شده است و در آن، اثرات براک را بررسی کرده است.