ویرگول
ورودثبت نام
Star
Starبیا تو پیجم تا نصیحتت کنم🐣
Star
Star
خواندن ۲ دقیقه·۱ سال پیش

همش بخار منه پارت 1

هر آدمی تو زندگیش ممکنه تنهایی رو حس کنه من از اول زندگیم تا الان تنها بودم، ولی من فقط ۱۵ ساله نه اینکه کسیو دور و برم نداشته باشم راستش باید بگم دورم پر دلقکه ولی خوب من با او نا فرق دارم شاید زیادی عاطفی باشم ولی ترجیح میدم بمیرم تا اینکه طرف مقابلم فکر کنه دارم بهش اهمیت میدم،درسته با همه میگم و میخندم ولی هرکس که نزدیکم شد رو پس زدم دیگه نمیخوام اون حس احمقانه رو تجربه کنم اینکه تنها رفیقت که اندازه کل جهان دوستش داری ولت کنه و تنهات بزاره شاید اونم دلایل خودشو داشت یا شایدم به خواست خودش نبود ولی من نمیبخشمش

درسته اگه کسی بهم نیاز داشته باشه من پیششم آرومش میکنم ولی دیگه جرئت نمیکنم توقع داشته باشم کسی برام کاری کنه چون بقیه قلب تورو ندارن و محبتی که بهشون میکنی و درک نمیکنن و این حقیقت تلخ و درد ناکیه که باید قبولش کنی

از همه اینا بگذریم

دارم به تنهایی عادت میکنم و دیگه به کسی نیاز ندارم

یه روز سرد بود و با کلی ذوق که امروز تولد بهترین دوستمه آماده شدم ، قاب گوشی مورد علاقشو گرفته بودم مطمئن بودم عاشقش میشه

هودی سیاهمو پوشیدم و از خونه زدم بیرون ، تو حال خودم بودم و براش آهنگ تولد میخوندم قبل اینکه

متوجه بشم جلویه خونشون بودم

زنگشونو زدم تا باهم بریم مدرسه
- دینگ دینگ

کسی درو باز نکرد ، دوباره زنگ زدم

صدای پا اومد درسته یکی داشت میدویید ترسیدم و

ضربان قبلم بالا رفت اون بخاطر درد زانوهاش خیلی کم پیش میاد که بدوعه
نکنه چیزی شده

یکی درو باز کرد، خودش بود موهاش پریشون بود و چشماش مثل کاسه خون قرمز بود بزور نفس میکشید

هق هق کنان سعی کرد حرف بزنه ولی گریش شدید تر شد با گوشه لباسش صورتشو پاک کرد دستامو گذاشتم
رو شونه های ظریف و لاغرش و تكونش دادم تا هوشیار تر بشه
- هی اگنس

-م.....م...... مامانم

دستام رو شونه هاش میلرزید

تنهاییتولددردخیانت
۵
۲
Star
Star
بیا تو پیجم تا نصیحتت کنم🐣
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید