همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای (ز بهر) هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که پس از مرگ چه ماند باقی
عشق است و محبت است و باقی همه هیچ
یه شب خوابید فرداش صدای خر خر میومد از اتاقش رفتن بالاسر دخترشون دیدن که بیدار نمیشه و فقط یک صدا خر خر میده
و .... اعضای بدنش رو اهدا کردن فردا راهی خونه ابدی و همیشگیش میشه به یک هفته نرسید.... سهشنبه حالش بد شده بود.....
به شنبه هفته قبل فکر میکنم یه درصد یک ثانیه فکر میکرد که شنبه هفته بعد رو نبینه؟! یهویی رفتن آدمها خیلی سخته آدمی که تا دیشب کنار هم شام خوردید حالا صبح اینجوری بشه به قول آقا امیرالمؤمنین علی ع: چقدر فاصله ما آدما های زنده به مرده ها نزدیک و چقدر فاصله مرده ها به زنده ها دور هست.
چقدر مطمئن هستیم که طلوع فردا رو میبینیم! دنیا چقدر بازی داره آدمی که تا دیروز روی تخت بیمارستان بود و از درد میکشید منتظر مرگ الان با گرفتن اعضا برگشت به زندگی ولی دختر جوانی که با خیال راحت رفت ژل لب تزریق کرد افتاد رو تخت مردهشور خونه.....
برای تازه درگذشته صلوات