ویرگول
ورودثبت نام
جعفر
جعفر
جعفر
جعفر
خواندن ۱ دقیقه·۸ روز پیش

از جانب حضرت خودکشی

کاش می‌شد سکوت رو با کلمات منتقل کرد. همونجایی که رو به روی هم ایستادیم ولی هیچ حرفی بیان نمیشه. سکوت به تنهایی گویای همه چیزه. این مدت سعی کردم جای صرفا فکر کردن کمی افکارم رو بنویسم.

اول سعی داشتم شخصی بسازم که در مقابل من قرار بگیره. یک کمال، چیزی که مدت ها ارزوی من بوده اما انگار دیگه حتی نمی‌دونم چی میخوام، در نتیجه به مرور تنها چیزی که گیرم اومد خودم بودم. یک موجود پست و حقیر و متنی که لب به لب پر از پوچی بود. الان سعی دارم به چیزی که هست ادامه بدم. واقعا چیزی نیست که بخواین و بتونید که دنباله ای از ماجرا ازش بسازید، چون هیچ چیزی وجود نداره.

الان ترجیح میدم روایتگر سکوت باشم. چیز هایی رو بگم که گفتنی نیست. حرف هایی بزنم و وقایعی رو شرح بدم که بعید می‌دونم کسی بخواد بشنوه. قرار هم نیست مثل قصه های دیگه منجی ظهور کنه و همه چیز رو نجات بده یا تصادفا تغییری در خط زمانی ماجرا منجر به بهبود بشه. فقط قراره تمام بشه.

شاید اینجا مطرحش کردم شاید هم نکردم. به هر حال قرار نیست از خوندنش خوشحال بشید.

سکوت
۵
۱
جعفر
جعفر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید