ویرگول
ورودثبت نام
Madyar Azvar
Madyar Azvar
Madyar Azvar
Madyar Azvar
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

1405/4/15 من

من امروز از خولب بیدار شدم و صبحانه ام را خوردم و خودم را برای کلاس اون اقا اماده کرده بودم.لبتاب و تجهیزات را آماده کردم.من پیش او رفتم ولی خیلی زود بود برای همین لبتابم را انجا گذاشتم ولی خودم بیرون رفتم تا وقتی که کلاس شروع شد.وقتی کلاسم تموم شد مادر و پدرم دنبال من اومدن. به خانه رفتیم و نهارم را خوردم.و یک چیز اینکه اگر لایک های این پست بیشتر از 10 تا شود من غذا هایی که خوردم را هم میگم.خلاصه بگذریم بریم سر اصل مطلب بعد از خوردن غذا من رفتم و بازی کردم و در بازی ام یک شی خیلی خوب به دست اوردم .اگر میخواهید بدانید هر روز چه بازی را انجام میدم 3 نفر کلمه بازی را بنویسند.و اگر میخواهید درباره من بیشتر بدانید ما را دنبال کنید هر موقع به یک دنبال کننده رسیدیم آن را پست میکنم.خلاصه که امروز من بعد از بازی به بیرون رفتم تا با رفیق هایم بازی کنم🤣.در هر صورت من بازی میکردم.خلاصه تا شب شد که امدم مقاله روزانه را بخوانم ولی حوصله نداشتم🤣.و الان هم دارم این پست را مینویسم.
پایان

پستغذاکلاس
۲
۰
Madyar Azvar
Madyar Azvar
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید