Madyar Azvar·۱۱ ساعت پیش1405/4/13منامروز من وقتی از خواب بلد شدم زود نهارم را خوردم و به بیرون رفتم تا با رفیقم بازی کنم. وقتی بازی ام تمام شد من رفتم خانه نهارم را خوردم و ر…
Madyar Azvar·۱ روز پیش1405/4/12 منامروز من بیدار شدم دیدم مادر و پدرم خونه نیستن. خلاصه که من تنهایی صبحانه خوردم ولی خواهرم خونه بود ولی اون صبحانه نمی خورد.خلاصه که بعد از…
Madyar Azvar·۲ روز پیش1405/4/11 منامروز من که بیدار شدم رفتم به کلاس بسکتبالم انجا یکی از مهارت ها را که خیلی خوب بلد نبودم تمرین کردم و آن را بهتر یاد گرفتم.بعد که به خانه…
Madyar Azvar·۳ روز پیش1405/4/10 منامروز من خیلی دیر از خواب بیدار شدم چون هیچ کاری نبود که انجام بدم ولی من خیلی ناراحتم چون قراره توسط اون اقا که در پست های قبلی بهش اشاره…
Madyar Azvar·۶ روز پیش1405/4/7 منامروز من زود بیدار شدم چون خیلی کار داشتم باید کتاب اون اقا که دیروز دربارش صحبت کردخ بودم را دوره میکردم دوره کوچیکی کردم و رفتم برای صبحا…
Madyar Azvar·۷ روز پیش1405/4/6منامروز من دیر از خواب بلند شدم ولی باز هم صبحانه خورد امروز یکی از حوصله سر بر ترین روز های زندگیم بود برای نهار مادربزرگم ما را دعوت کرده ب…
Madyar Azvar·۹ روز پیش1405/4/4 منامروز صبح که بیدار شد خیلی خواب آلود بودم.مادرم گفت بیا صبحانه بخور منم رفتم دیدم سنگک داریم خیلی خوشحال شدم .بعد تمام شدن نهار رفتم سراغ گ…
Madyar Azvar·۵ ماه پیش1404/11/28امروز من صبح زود ساعت 6:30 بیدار شدم تا به مدرسه بروم ابتدا صبحانه ام را خوردم.سپس خودم را آماده کردم و به پدرم گفتم:بیا من رو به مدرسه ببر…