امروز صبح که بیدار شد خیلی خواب آلود بودم.مادرم گفت بیا صبحانه بخور منم رفتم دیدم سنگک داریم خیلی خوشحال شدم .بعد تمام شدن نهار رفتم سراغ گوشیم و کلی تو آپارات و یوتوب گشتم و وقت خودم را گذراندم.بعد از آن رفتم و کمی توی لب تابم گشتم و فایل و ... را مرتب سازی کردم.حالا زمان نهار اومد نهارم را خوردم و رفتم دوباره با گوشیم آپارات و یوتوب را گشتم.بعد رفیقم گفت بیا بیرون من رفت و کمی بازی کردیم بعد زمان شام اومد مادرم گفت برو کلانه بخر. من کلانه را خریدم و شام را خوردم. الان هم که دارم این متن را مینویسم و همین الان که این متن را نوشتم میرم مقاله و کتاب بخوانم.