ویرگول
ورودثبت نام
Madyar Azvar
Madyar Azvar
Madyar Azvar
Madyar Azvar
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

1405/4/7 من

امروز من زود بیدار شدم چون خیلی کار داشتم باید کتاب اون اقا که دیروز دربارش صحبت کردخ بودم را دوره میکردم دوره کوچیکی کردم و رفتم برای صبحانه بعد از آن به کلاس انگلیسی رفتم.در کلاس انگلیسی این طرف معلم را تغییر داده بودند بعد چون تمام دانش آموزن ناموافق آن معلم بودند معلم به معلم قبلی تغییر کرد .حالا بعضی از دانش آموزان که حوصله درس خواندن با معلم جدید را نداشتند اشتیاقشان برگشته بود . بعد از آن به خانه برگشتم و طبق معمول می خواشتم سمت لبتابم برم که دیدم برق ها رفته و از آن بدتر اینترنت هم قطعه .بعد از وصل شدن برق، من با لبتابم رفتم سراغ مقاله که مقاله های جالبی خواندم کلا مقاله خودند کم کم داره برام میشه عادت خیلی حس عجیبیه چون من هیچ وقت به خواندن کتاب و مقاله علاقه نداشتم .بعد عصر به بیرون رفتم و با رفیق هایم بازی کردم .بعد یکی از رفیق هایم که نقل مکان کرده بود را دیدم که آمده بود برای دیدن ما و باز هم بازی کردیم.بعد که کم کم شب شد من به خونه برگشتم .بعد ساعت 10 شب شام خوردم چون یادم رفته بود باید شام بخورم حالا هم میرم کمی بازی کنم.

دانش آموزان
۱
۰
Madyar Azvar
Madyar Azvar
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید