ویرگول
ورودثبت نام
احساسات بر روی کاغذ
احساسات بر روی کاغذحرف هایی که نیاز داشتن شنیده شوند و خوانده دوست دارم بنویسم از زیبایی های جهان و انسان هایش . از رویاها و خیال پردازی هایم .
احساسات بر روی کاغذ
احساسات بر روی کاغذ
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

«بحث همیشگی ذهنم و قلبم»

مدتی میشه دیگه قرص تاثیر گذار نیست. انگار این مدت مغزم داره انتقام اون زمانی که نتونست فکر کنه رو ازم میگیره. جدالی وصف ناپذیر درست شده که وقتی به جای فرار می‌خوام باهاش روبرو بشم قلبم شکنجه میشه.

از بابام پرسیدم: چجوری با آدمای عذاب آور کنار بیام؟ جوابش مثل همیشه بی اعتنایی کردن بهشون بود.

نمی‌دونم این اتفاقاتی که در حال رخ داده تقصیر کنه یا خودشون؟ اونا منو مقصر می‌دونن ولی خودم مطمئن نیستم.

داره صدای آدمای اطرافم، کلماتم و حرف هام عذابم میده ولی هنوزم به نوشتن روی میارم. من از خودم متنفرم! ولی هیچوقت نمیتونم تنفر بقیه که نسبت به من دارم در حالی که مقصر خودشونن و تحمل کنم. خستم.

دلم میخواد تمام آدمای اطرافم و که خودم به دست آوردم حذف کنم و تنها باشم.می‌خوام به چشم هایی که دورم می چرخه خنجر بزنم. می‌خوام ناپدید بشم.

قاطعانه میگم اگه تنها هستید جاه طلبی بزرگی مثل داشتن آدمای زیادی در کنارتون نداشته. یه روزی ارزوم بود ولی حالا؟ اونا دارن منو با رفتار هایی که دارن شکنجه میکنن. هیچوقت آدمی مثل من نمیتونه با چنین موضوعی کنار بیاد.

این مدت نوشته هایی که می‌نویسم حس ایریس بودن بهم دست میده. با نامه های که برای کیت می‌نوشت. فرق من مخاطب ناشناسمه.

۸:۴۰. ۱۴۰۴/۱۱/۸

شکنجهمنو
۲۰
۸
احساسات بر روی کاغذ
احساسات بر روی کاغذ
حرف هایی که نیاز داشتن شنیده شوند و خوانده دوست دارم بنویسم از زیبایی های جهان و انسان هایش . از رویاها و خیال پردازی هایم .
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید