«نوشتن، ترسناکترین لحظهاش همین لحظهی اولش است. وقتی به صفحهی سفید خیره میشی و انگار هیچ کلمهای لایق این همه فاصله نیست. اما من سالهاست فهمیدهام که شروع کردن از «کجا» اصلاً مهم نیست. مهم اینه که شروع کنی. از یک حس بنویس، از یک بوی مانده در خاطره، از عصبانیتِ حلقه زده توی چشمات، از حسرتِ یک چیز قدیمی، یا حتی از همین جملهی اول که داری میخونی. منتظر ایدهی درخشان نمون. ایده ها از حرکت به دنیا میان. قلم را بچرخان (تایپ کن)، بگذار هر کلمهای - حتی ساده و بیآلایش - راه را برای کلمهی بعد باز کنه. نوشتن، مثل رانندگی در شبه؛ فقط تا جایِ نور چراغها را میبینی، اما مسیر و جاده ادامه دار هست. از همین الان شروع کن.»