
وقتی از جنگ حرف میزنم، معمولا حواسم میره سمت میدان نبرد، موشک، اخبار فوری، تحلیل های سیاسی و...
اما یک لایه ی عمیق و خاموشی هم وجود دارد جایی که جنگ وارد خانه میشود، روی سفرهی خانواده ها می نشیند و آرام آرام روی روان پدر و مادر و بعد روی روح و شخصیت بچه ها اثر می گذارد و حتی اگر خیلی از خانواده آسیب ندیده باشند. باز هم با ترس، ناامنی، و اضطراب فضای روانی خانه ها را تحت تأثیر قرار داده است.
وقتی اخبار تلویزیون مدام پخش میشود، صدای انفجار یا نگرانی بزرگترها به گوش میرسد ذهن کودک به سمت پیشبینی خطر میرود. در نتیجه ممکن است نشانههایی مثل بیخوابی، کابوس، گریههای بیدلیل، ترس از تاریکی یا تنها ماندن، یا چسبیدن بیش از حد به والدین دیده شود. در چنین شرایطی والدین باید به کودک کمک کنند احساسش را نامگذاری کند و بداند ترس او طبیعی است.
همچنین جنگ میتواند روی نحوه ارتباط والدین اثر بگذارد و وقتی بزرگسالان تحت فشار مالی، امنیتی یا روحی هستند، ممکن است اختلافات و مشکلات در خانه بیشتر شود. کودک، حتی اگر دلیل اختلاف را نفهمد، تغییر لحن و فاصله عاطفی را حس میکند. از این رو تربیت در این مواقع نیاز به همراهی و همدلی یکدیگر دارند. والدین بهتر است هنگام صحبت با کودک، آرامش خود را حفظ کنند و در عین حال حقیقت را متناسب با سن کودک بگویند نه با وعده های غیر واقعی و نه با پنهانکاری.
تاثیرات جنگ بر تربیت فرزندان و راههای کاهش آسیبهای آن:
جنگ یکی از ویرانگرترین تجربههایی است که یک انسان میتواند از سر بگذراند. این پدیده فقط به تخریب شهرها و از بین رفتن زیرساختها ختم نمیشود ، بلکه پیامدهای عمیق روانی ، عاطفی و حتی جسمی برجای میگذارد. در این میان، کودکان و نوجوانان از آسیبپذیرترین گروهها هستند؛ زیرا هنوز در مراحل رشد قرار دارند و توانایی کمتری برای کنار آمدن با بحرانهای شدید دارند.
تجربه جنگ و درگیری مسلحانه میتواند آثار عمیق و ماندگاری بر سلامت روان، رشد هیجانی و حتی سلامت جسمی کودکان و نوجوانان بگذارد. به همین دلیل، در بسیاری از موارد مراجعه به مشاور کودک و نوجوان میتواند یکی از ضروریترین گامها برای کاهش این آسیبها باشد.
پیامدهای جنگ بر سلامت روان کودکان و نوجوانان:
قرار گرفتن در دل جنگ و خشونت، فشار روانی بسیار شدیدی ایجاد میکند. در چنین شرایطی، کودکان و نوجوانان با صحنهها و رویدادهایی روبهرو میشوند که هر کدام بهتنهایی میتواند به روان آنها آسیب بزند. شنیدن صدای انفجار، مشاهده تخریب، از دست دادن عزیزان، آوارگی و ناامنی مداوم، همگی میتوانند احساساتی مانند ترس، اندوه، خشم و اضطراب را در آنها برانگیزند.
کودکان و نوجوانانی که در شرایط عادی رشد میکنند، بهمرور یاد میگیرند احساسات خود را بشناسند و از مهارتهایی مانند گفتوگو، تفکر و استدلال برای مقابله با استرس استفاده کنند.
آسیبهای جنگ فقط به سلامت روان محدود نمیشود. پژوهشها نشان دادهاند کودکانی که در دوران جنگ در معرض بمباران، خشونت یا استرسهای شدید قرار گرفتهاند، در بزرگسالی بیشتر در معرض ابتلا به بیماریهای جدی قرار دارند. برای مثال، بررسیها روی کودکانی که در آلمان طی جنگ جهانی دوم در معرض بمباران بودهاند، نشان میدهد که این افراد در دهههای بعدی زندگی خود بیش از دیگران با بیماریهای شدید مواجه شدهاند.
کودکان جنگزده در معرض چه خطراتی هستند؟
کودکان و نوجوانانی که جنگ را تجربه میکنند، فقط با مشکلات روانی روبهرو نیستند. آنها اغلب از دسترسی به خدمات اولیه مانند آموزش، مراقبتهای بهداشتی و حمایتهای روانیاجتماعی محروم میشوند. علاوه بر این، دوری از والدین یا از هم پاشیدن خانواده میتواند آنها را در معرض خطرات دیگری نیز قرار دهد؛ از جمله:
سوءاستفاده جسمی و روانی
خشونت
بیخانمانی و آوارگی
ترک تحصیل
گرفتار شدن در شبکههای قاچاق انسان
کار اجباری یا بهرهکشی
به همین دلیل، حمایت از کودکان و نوجوانان جنگزده باید فراتر از کمکهای اولیه باشد و شامل مراقبتهای بلندمدت روانی، اجتماعی و آموزشی نیز بشود.
جنگ، فقط یک بحران سیاسی یا نظامی نیست؛ بلکه زخمی عمیق بر روان و جسم انسانها، بهویژه کودکان و نوجوانان، بر جای میگذارد. این آسیبها ممکن است سالها پس از پایان جنگ هم ادامه پیدا کنند و بر کیفیت زندگی افراد اثر بگذارند. از همین رو، توجه به سلامت روان کودکان جنگزده، فراهم کردن محیطی امن، ارائه حمایت تخصصی و مراقبت بلندمدت، ضرورتی انکارناپذیر است.
اگر کودکان و نوجوانانی که جنگ را تجربه کردهاند بهموقع حمایت شوند، میتوان به آنها کمک کرد تا مسیر رشد و زندگی خود را با آسیب کمتری ادامه دهند.