ویرگول
ورودثبت نام
من کارآگاه نویسنده ام
من کارآگاه نویسنده امگفت:میدونی زمان ترسیدن و رفتن به خونه کیه گفتم: نمیدونم گفت: چنین زمانی وجود نداره
من کارآگاه نویسنده ام
من کارآگاه نویسنده ام
خواندن ۲ دقیقه·۹ ماه پیش

تاثیر گوش دادن به حرف های دوستان

حالا که آخرین روز های سال تحصیلی شده. از دوستام درباره ی خودم چیز هایی می شنوم که فکرش هم نمی کردم.
چه دوستانی که بهشون نزدیکتر بودم چه آنهایی که خیلی نزدیک نبودیم، بهم گفتن اگه تو نبودی شاید زندگی ما جور دیگری بود. بهم گفتن تو باعث شدی خود واقعیمان را پیدا کنیم و وقتی باهات حرف میزدیم. همونی که واقعا بودیم رو نشونت می دادیم.
بهم گفتن شاید خودت ندونی ولی تو زندگی هرکدوممون آدم مهمی بودی.
خیلی عجیب بود. هیچ وقت فکرش هم نمی کردم. گوش دادن به حرف آدم ها و شاید کمی راهنمایی کردنشان باعث بشود آخر سال چنین چیز هایی بشنوم.
یک سال پیش یک کتاب به اسم «مومو» خواندم. توی کتاب مومو مردم می آمدند و مشکلاتشان را به مومو می گفتند او هم فقط گوش می داد ولی مردم وقتی برای مومو حرف
می زدند خودشان راه حلشان را پیدا می کردن و آرام
می شدند.
همیشه دلم می خواست منم مثل مومو می بودم. چون بیشتر وقت ها حرف های آدم ها را می شنیدم با خودم می گفتم اگه منم مثل مومو می توانستم روی آدم ها تاثیر خوب بگذارم خیلی خوب و باحال می شد.
ولی خودم می دانستم اینجوری نمی شود. البته حالا کمی نظرم تغییرم کرده. چون متوجه شدم شاید خودم نفهمیده باشم ولی تاثیر خوب و زیادی، فقط با شنیدن، روی آدم ها گذاشتم.
و این خیلی خوشحالم می کند. اگر می گفتند دوست داری چه چیزی از آخر سال باخودت ببری و خوشحالت کند؟
می گفتم دلم می خواهد همین حرف های دوستانم را ببرم. چون هیچ چیز بهتر از رضایت و خوشحالی دوستانم از خودم، برایم حداقل در مدرسه، مهم نبود.
اگر برمی گشتم به گذشته هم احتمالا دوباره همان کار ها را می کردم. و دوباره همان مدرسه را انتخاب می کردم.
با اینکه آدم ها بهم می گفتن این همه مدرسه بهتر وجود داره برای تو، چرا اونجا ها نمیری، مگه این مدرسه چی داره که تو میخوای بمونی توش؟. همیشه بهشون می گفتم خود مدرسه شاید برایم مهم نباشد اما دوستانم برایم مهم هستند.
و خدا رو شکر می کنم که این مدرسه ماندم. چون باعث شد رشد کنم. باعث شد یاد بگیرم حرفم را بزنم. حتی اگر زمین تا آسمان اعتقاداتم با فرد مقابلم فرق داشت.
خدایا ممنون که گذاشتی سه سال در این مدرسه به مانم و اجازه دادی رشد کنم. ممنون که بهم قدرت دادی تا بتوانم اشتباه معلم هایم را نشانشان بدهم و نظر آدم ها درباره ی مدرسه ام را تحمل کنم. ممنون که سر راهم دوستان خوب و فوق العاده ای گذاشتی. ممنون که من را برایشان با ارزش کردی و کمک کردی تاثیر کوچکی رویشان بگذارم.
ممنون.

دوستمدرسهخداگوش دادن
۱۰
۳
من کارآگاه نویسنده ام
من کارآگاه نویسنده ام
گفت:میدونی زمان ترسیدن و رفتن به خونه کیه گفتم: نمیدونم گفت: چنین زمانی وجود نداره
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید