ویرگول
ورودثبت نام
بهار
بهار
بهار
بهار
خواندن ۳ دقیقه·۷ روز پیش

بعضی ها اساسا همیشه ناراض اند

بعضی ها انگار همیشه گله مندند

یه عزیزی می گفت من خاله شدم

و وقتی سمت دختر خواهرم می رفتم

خواهرم دو تا چشم داشت ،دوتای دیگه قرض می کرد

و بادقت نگاه می کرد

و تا بغلش می کردم

ظرف سه ثانیه خودشو میرسوند

که بده به من بچه رو ،بغل نکن.به بچم دست نزن .

گفتم بچه کوچولوئه و نوزاده اینم بچه اولشه

وِلِش کنم .

سری های بعدهم که بزرگ ترشد بچه ،باز همچین رفتاری

رو انجام میداد.اون می گفت اوایل من به روی خودم

نیاوردم و همینجور بابچش بازی و خنده می کردم .

تا اینکه از رفتارهای مادرش دیگه خسته شدم

وگفتم ولش کن مگه بچه قحطه ،

با بچه های دیگه خوش و بش میکنم و بغلشون میکنم .

و به بچه ش بی توجهی کردم .

ولی به یک روز نکشید که شروع کرد پشت سر صحبت کردن ،که چه خاله ی سرد و بی عاطفه ای .

حتی جلوی روی خودمم میگفت ،این حرفو که بچمو تحویل نمیگیری .

من بهش گفتم بعضی ها اصولا هیچ وقت راضی نمیشن

هرجور باشی، یه عیب میگیرن .ولش کن خودتو درگیر نکن.

همین موضوع رو هم یه خانوم پرستار اینجوری میگفت :

اگه با مریض در حد کار برخورد کنیم ،بعضی همراه های مریض ها میگن چقد بداخلاقه پرستار .

واگه با مریض شوخی و خنده کنیم ،همون همراه های مریض میگن

اینا کار نمیکنن و به فکر چیزای الکی ان .

و به گونه های مختلف در مشاغل و روابط اجتماعی

این افراد ناراض وجود دارند و هیچ جوره راضی نمیشن و

اساسا همیشه دکمه ی ناراض بودنشون و غُر زدنشون فعاله .تحت هر شرایطی ...بهترین

گُل دنیا هم دستشون باشه میگه اینجای برگش چرا صورتی کم رنگه ،واگه پررنگ کنی ،میگه چرا پررنگه ؟

مثلا سر همین مورد پول و درآمد .

خانمی رو که تا وقتی کم درآمدبود غُر و نق کم درآمدی شو میزد .

وقتی یه جا استخدام شد که درآمد بهتری داشت

غُر میزد که همکارم چرا باید تو شرایط بهتری استخدام بشه و حقوق بهتری بگیره در صورتی که ما هردو یه اندازه

کار کردیم و حرص در آمد، اونو میخورد...وبازهم ناراض از درآمد و شغلش بود.

یا فروشنده ای که می گفت

بهترین جنس بازار و براش گذاشتم

یه صابون همه چیز تمام با قیمت مناسب .

مشتری خرید کرد و لی بعدش به بقیه مشتری ها م که اونا رو میشناخت ،گفته بود ،

که این صابون ۲۰ گرم کمتره از چیزی که بهم فروخته شده هست .و این فروشنده کلاه برداره .

فروشنده که از جریان کلا بی اطلاع بود،بعدا متوجه شد

که دلیل رفتارهای بعضی از مشتری هاش همون صابونی

بوده که آدم همیشه ناراض ،ازش خریده .

که وزن واقعی محصول ظاهرا زیر برچسب پنهان بوده

و هیچ کاهش وزنی انجام نشده

و این مشتری ،دنبال نخود سیاه میگشته وبه اشتباه غُر میزده .

و هزاران مورد ...

موضوع افراد ناراض، شرایط اطراف نیست

موضوع خودشونن که نمیخوان خوبی ها و حقیقت های زیبا رو ببینن.دنبال عیب اند نه خوبی .

اگه به پُست یه آدم همیشه ناراض خوردیم،

چه به عنوان مشتری چه همکار چه همکلاسی ،حتی اعضای خانواده چه معلم چه فروشنده و ...چه کار کنیم ؟

۱)در پیش فرض خود ثبت کنیم که اینا همیشه یه ایراد میگیرن .حتی اگه فرشته هم باشی باز میگن بال سمت چپت چرا کمتر سفیده ..

۲)به رفتارهاشون بی توجهی کنیم و اهمیتی ندهیم .

۳)گذشت کنیم .اونا نمیتونن حقایق رو ببینن پس گذشت کردن یعنی هدیه کردن آرامش به خود .

۴)باهاشون ارتباط کمتری داشته باشیم مگر برای کار ضروری .

۵)هیچ وقت هیچ چیز رو بهشون توضیح ندیم .اونا همیشه بدتر میکنن و لَج میکنن.اونا عاشق بحث کردن و دعوا کردن ، هستن .توضیح دادن یعنی هدر دادن وقت خود .

۶)اجازه بدیم ناراض باشند . وهرکی رو که دوست دارن ناراض کنن .حالا مثلا ناراض باشن

چی میشه ؟هیچی .

آسمون به زمین میاد یا زمین به آسمون ؟

پس همون بهتر که ناراض باشن .

۷)به خود محبت کنیم و خودرا دوست بداریم و از خود بابت همه چیز تشکر وقدر دانی کنیم .

بی توجهیروابط اجتماعی
۶
۰
بهار
بهار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید