ویرگول
ورودثبت نام
رویای آبی
رویای آبیکور سویِ اُمید.
رویای آبی
رویای آبی
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

رُزِ سیاه.

داستانش رو شنیدین؟

توی یه باغ پر از گل،یه رز قرمز وجود داشته که از همه گل های اون باغ زیباتر بوده،و روی اون بوته پر برگ و سرسبز فقط همین یدونه رز بوده.

رز قصه ما عاشق یکی از گل های باغ میشه...

هر روزش رو با عشق سپری میکنه و خاطرات زیادی با معشوقش رقم میزنه،اما بخت باهاشون یار نیست و گلی که رز مجنونش بود بیمار میشه و روز به روز به خشک شدن نزدیک تر.

رز که طاقت دیدن رنج عزیزش رو نداشته از خدا میخواد که تمام زیبایی و طراوتش رو بگیره و به معشوقش ببخشه،قرمزی رز رفت و سیاهی اومد،ریشه های قوی بوته ضعیف شدن و برگ های رز رفته رفته خشک و بی روح تر.

رز نمرد اما سیاه شد،عاشق بود اما جون عاشقی نداشت،فقط با یاد خاطراتش به این زندگی وصل شده بود،زندگی ای که فدای عشق کرده بود.

zina

گل رزعشقسیاه
۱۳
۱
رویای آبی
رویای آبی
کور سویِ اُمید.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید