ویرگول
ورودثبت نام
🍂𝕬𝖚𝖙𝖚𝖒𝖓 𝕲𝖎𝖗𝖑🍂
🍂𝕬𝖚𝖙𝖚𝖒𝖓 𝕲𝖎𝖗𝖑🍂🪐تا در آیینه پدیدار آیی عمری دراز در آن نگریستم...
🍂𝕬𝖚𝖙𝖚𝖒𝖓 𝕲𝖎𝖗𝖑🍂
🍂𝕬𝖚𝖙𝖚𝖒𝖓 𝕲𝖎𝖗𝖑🍂
خواندن ۱ دقیقه·۹ ماه پیش

زمزمهٔ عشق:)

می سپارم خاطراتم را به دستانت نرو
شعله ی مهر تو را چیدم ز چشمانت نرو
این دیاری را که تو آباد کردی نازنین
بعد تو ویران شود جانم به قربانت نرو...


I entrust my memories to your gentle hands,
don't go
I've plucked the flame from your eyes,
don't go
This land you once made blossom ,
dearest one,
Will fall to ruin after you're gone, my life for you, don't go


یک جرعه ز چشمان تو بر جام دلم ریخت
آوای تو باران شد و بر بام دلم ریخت
هیهات از آن روز که از سوی تو گویند:
عشق تو چنان شد، که تمام دلم ریخت




بوسه هایم را به یغما می برند لب های تو
روزهایم را به پایان می برند شب های تو...



و من جان دادم
هنگامی که قطره های تگرگ نگاهت
بر پشت شیشه های قلبم می بارید❄️🤍










۳۲
۱۶
🍂𝕬𝖚𝖙𝖚𝖒𝖓 𝕲𝖎𝖗𝖑🍂
🍂𝕬𝖚𝖙𝖚𝖒𝖓 𝕲𝖎𝖗𝖑🍂
🪐تا در آیینه پدیدار آیی عمری دراز در آن نگریستم...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید