ویرگول
ورودثبت نام
🍂𝕬𝖚𝖙𝖚𝖒𝖓 𝕲𝖎𝖗𝖑🍂
🍂𝕬𝖚𝖙𝖚𝖒𝖓 𝕲𝖎𝖗𝖑🍂🪐تا در آیینه پدیدار آیی عمری دراز در آن نگریستم...
🍂𝕬𝖚𝖙𝖚𝖒𝖓 𝕲𝖎𝖗𝖑🍂
🍂𝕬𝖚𝖙𝖚𝖒𝖓 𝕲𝖎𝖗𝖑🍂
خواندن ۲ دقیقه·۸ ماه پیش

من پری کوچکی را می شناسم...

دختری بود زیباتر از مهتاب
جثه اش به اندازه یک انگشت،‌ کوچک
قلبش اما پر فروغ چون آفتاب
همزاد پری ها بود
سرشار عشق، سرشار آرزو بود
جایگاهش زمین، نگاهش آسمان بود
از تمام دنیا، تنها پروانه ها صدای آرزوهایش را شنیدند
اما عمر پروانه ها کوتاه بود
صدای آهش را تنها قطره های شبنم شنیدند
اما عمر قطره ها هم کوتاه بود
روزی سرگشته و حیران، خسته از رویاهای بی پایان
در آغوش باد دوید
آرزوهایش را فریاد می زد
باد اشک هایش را کنار می‌زد
خاک نقش بسته از قدم هایش
آسمان کر گشته ز فریادش
آنقدر دوید تا بر تن سرد خاک افتاد
او گریست و گریست
با خود می گفت:« پس کی تلاشم کافیست؟»
دستی موهایش را نوازش کرد
سرش را بالا کرد
پسری را دید با لباسی سبز و موهایی طلایی
پسرک دستش را گرفت و بلندش کرد
در آغوشش کشید و آرامش کرد
بر دستان کوچکش برگی گذاشت
گفت:« آرزوهایت را روی آن بنویس
بر روی چشمه ی رویاها بگذار.»
پری کوچک سر تکان داد
و بعد دوید و دوید
محکم تر دوید
باد سعی کرد او را بگیرد
ولی افسوس که به سرعتش نمی رسید
دخترک به چشمه رسید
چشمه را خشک شده دید
بر لب چشمه نشست
دوباره آه کشید
با خودش گفت:« جوابم این است.
سهم من از تمام این دنیا
مرگ این رویاهای شیرین است.»
خواست برخیزد اما نشد
روحش از درد افسرده شد،
قلبش از اندوه فشرده شد
اشک بر گونه اش جاری شد
باز هم گریست و گریست
تا آن حد که اشک هایش
رودی شدند زیر پاهایش
رود اشک ها، به دریاچه ریخت
دریاچه پر شد، آباد شد
مثل یک تکه ماه تابان شد
باد آرام وزید
برگ آرزو گشت رها
در میان امواجِ باد بی پروا
دخترک اشک هایش را پاک کرد
چشم هایش را باز کرد
به چشم طوفان زده دید
که دریاچه بود
ولی برگ آرزویش، دیگر نبود...
دخترک فارغ از خیال و نیاز
بر سر دریاچه کشید دراز
تصویر خودش را در چهرهٔ آب دید
با دیدن تصویر خودش خندید
با خودش گفت:« دیگر نمی خواهم آرزوهایم را
من در شوق دویدم بس است
در مهلکه ی عشق جامه دریدم بس است
از حالا به بعد
من از تمام این دنیا
فقط می خواهم این لبخند را...


من
پری کوچک غمگینی را
می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی‌لبک چوبین
مینوازد آرام، آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه می‌میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
فروغ فرخزاد


۳۵
۱۷
🍂𝕬𝖚𝖙𝖚𝖒𝖓 𝕲𝖎𝖗𝖑🍂
🍂𝕬𝖚𝖙𝖚𝖒𝖓 𝕲𝖎𝖗𝖑🍂
🪐تا در آیینه پدیدار آیی عمری دراز در آن نگریستم...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید