ویرگول
ورودثبت نام
میرزا
میرزامیرزام. ی معلم گیلانی‌ که سعی میکنه زنده بمونه و زندگی کنه و بخش زیادی از زندگیش رو هنر فرا گرفته.
میرزا
میرزا
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد(میو)

آن قصه شنیدید که در باغ، یکی روز ‌ ‌ از جور تبر، زار بنالید سپیدار؟

به عنوان یک سپیدار میخوام یکمی از جور تبر بگم.


توی رشت یک گروهی شکل گرفته بود به نام رشت سشن که کاش به اسم گذاریش دقت میکردن که هرجا معرفیشون میکنم آبروم نره واسه سین شین.

"شب رادیوهد"
"شب رادیوهد"

رشت سشن تیمی بود که اجراها و ایونتای موسیقی برگزار میکرد، البته نه هر موسیقی‌ای... موسیقی ای که روی زمین جایی نداشت، موسیقی هنرمندا و بند هایی که تحمیل شده بود بهشون: روی این خاک حق ندارید کار کنید.)

بخشی از فعالیت‌هاشون هم با عنوان "میکروفن آزاد" بود. شاید با شنیدن این کلمه یاد چیزای جالبی نیوفتیم چون ی عده‌ انسان ناجالب با این اسم .... بماند.

میکروفن آزادِ رشت سشن ولی واقعا آزاد بود. هنرمندایی که شناخته شده نیستن و یا هوم‌مید کار میکنن با سبک و سیاق های مختلف توی میکروفن ازاد حضور داشتن. این غیر قابل پیش بینی بودن اجرای بعدی برای مخاطب واقعا حس فوق العاده ای بود.

زیاده گویی نکنم...

شبِ رادیوهد بود، و رشت سشن یک برنامه دو سانسِ داشت که بچه های مختلف کارای رادیوهد رو کاور میکردن.

من سانس اول رو رزور کردم، و wow. (همین wow کافیه.)

فردای اون روز شنیدم سانس دوم مامور ریخت.

رشت سشن جمع شد.

مدت ها هیچ خبری ازشون نبود تا اینکه با اسم رشت FM برگشتن. اما اینبار نه مثل قبل.هیچ چیزیشون مثل قبل نبود. انگار بلعیده شده بودن و یا دست و پاشون رو قطع کرده باشن. خیلی رسمی و انگار مجاز شده بودن.


دیشب که کافه دوستم اکران فیلم(کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد) رو داشتیم، بغض کرده بودیم. همیشه وقتی فیلم تموم میشد بلند میشدیم ولی تا پایان اوتوروش نشستیم و حرفی نزدیم‌، چون واقعی بود. اون فیلم واقعی بود.

هنرمندایی که نمیتونن فعالیت کنن واقعین. هنرمندایی که دست های ظلم گلوشونو فشار میدن که صدایی ازشون خارج نشه واقعین. هنرمندایی که حس میکنن اینجا "وجود" ندارن واقعین. هنرمندایی که زندگی خشک و سگ دو زدن برای زنده بودن باعث میشه دور شن از هنر اینجا واقعین.

من نمیخوام بیننده این قصه تلخ باشم.

من نمیخوام فقط نویسنده این متن سرد باشم.

مدتیه درگیر تولید یک پادکست هستم.

اگه خروجی نهاییش بهم بگه میرزا تو میتونی، اونوقت میخوام کارای بزرگتری کنم.

ی اکوسیستم یا شبکه‌ برای آرتیست ها میخوام بسازم از گرافیست موزیسین نویسنده و .... بتونن فعالیت‌هاشون رو جدی انجام بدن.

یجور Creative Collective یا artist hub.ولی فراتر

امیدوارم از پسش بربیام


مستقلهنررشتزیرزمینپادکست
۲۸
۴
میرزا
میرزا
میرزام. ی معلم گیلانی‌ که سعی میکنه زنده بمونه و زندگی کنه و بخش زیادی از زندگیش رو هنر فرا گرفته.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید