ویرگول
ورودثبت نام
شیرین آزادبخت
شیرین آزادبخت
شیرین آزادبخت
شیرین آزادبخت
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

حسرت

دستم را آرام

بر دهان شب می‌برم

و مشتی ستاره‌ی سوخته

در ناتوانی ِ دستانم می لغزد…

و در پیچ‌ و‌خم‌ بی امانِ خاطره هایم

همچون توسنی بیقرار می تازد...

کجای دنیا

کجای ناامیدی

بیتوته کرده‌ام؟

کجای عبث بودن

کجای این خفقان ِ بی‌انتها؟

من تا به کی، بی‌تو،

آسوده‌ام؟

در تلاقی مرگ و زندگی

در تلاقی امید و یأس

و در پستوی هزارتوی سیاه ِ هستی

من تا کجا به دنبال تو دویده ام؟

به دنبال تو دویده‌ام؟

۰
۰
شیرین آزادبخت
شیرین آزادبخت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید