ویرگول
ورودثبت نام
میان سطر ها
میان سطر هامینویسم ، .....
میان سطر ها
میان سطر ها
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

ستاره ای که هر شب می آمد ...

ستاره ها ،

تنها روشنایی در آسمان نیستند ،

آنان که هرکدام منظومه خود را روشن میکنند ،

بدون آنها هر منظومه در تنهایی خود یخ می‌زند .

آنها در کنار همند که جهانی دیگر در آسمان می‌سازند ،

اگر آنها نباشند ،

ماه هم تنها می‌ماند .

خورشید هم از تنهایی خسته می‌شود .

هر ستاره دوستی روی زمین دارد ،

هرشب ستاره راز دل دوستش را میفهمد ،

هر شب میفهمد که دنیا ما چقدر عجیب است ،

هر شب درد و دل می‌شنود ،

گاهی هم فقط هست تا دوستش او را ببیند ،

که بداند اگر در زمین تنها است ،

در آسمان تنها نیست .

در آسمان ماه هست ،

او هر شب میآید ، تا زمینی ها احساس تنهایی نکنند ،

خورشید است ، تا با روشنایی اش دل زمینی ها نگیرد ،

حتی ستاره ها هستند تا درد و دل بشنوند .

شبی مثل هر شب ستاره آمد تا با دوستش حرف بزند ،

آمد ،

از شهر گذشت ،

از کنار چراغ های خیابانی گذشت ،

از کوچه های تاریک ،

از خیابان های خلوت ،

گذشت و گذشت تا به خانه رسید ،

نزدیک پنجره شد .

او سرش را به پنجره تکیه داده بود و منتظر بود ،

مثل همیشه گفت ،

از صدای قدم ها با کفش هایش ،

از حال خوش گل‌های کاکتوس ،

از رنگارنگی خانه ها ،

از زیبایی چراغ های شهر .

ستاره شنید و شوید و شنید ،

تصمیم گرفت امروز او هم چیزی بگوید ،

وقتی دوستش خوابش برد تصمیم گرفت به خواب دوستش برود ،

تا او هم بگوید ،

از زیبایی آسمان ،

از حفره های ماه ،

از نور خورشید .

او خوابید و در خوابش ستاره را دید ،

ستاره دستش را گرفت و تا آسمان برد ،

در آسمان حتی زمین هم زیبا تر بود ،

از دور نه دردی بود ، نه غمی

نه کسی بود ظلم کند ، نه کسی بود که ظلم ببیند ،

در آسمان همه با هم بودند ،

اگر خورشید نبود ، ماه هم نبود ،

اگر ماه نبود ستاره ها از تنهایی دق می کردند ،

اگر زمین نبود ، دیگر خورشید دلش نمی‌خواست بتابد ،

ماه نمی‌خواست بیاید ،

ستاره ها دوستی نداشتند ،

در آسمان همه بودند چون آدم ها بودند ،

همه بودند تا اگر در روز کسی از زمین خسته شد ،

آسمان را ببیند و بداند که این جهان باز هم هست ،

اگر در زمین خسته است ، هنوز آسمانی وجود دارد .

در آن خواب دوستش جهانی جدید دید ،

اما از فردا دیگر آن ستاره در آسمان نبود ،

آن ستاره میلیون ها سال بود که نبود ،

اما حیف که اخبار دیر به زمین می‌رسند .

اما دوست هرگز دوستش را تنها نمی‌گذارد ،

او باز هم هر شب به دیدار دوستش می‌رفت ،

اما این بار در خواب .

درد دلستارهایران
۴
۰
میان سطر ها
میان سطر ها
مینویسم ، .....
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید