Bad news·۵ ساعت پیشدر مذمت شعرمی دانید او هم شعر می نوشت از شعر نوشتن متنفرم برای من نوشتن شعر مثل درگیر شدن با طوفان کلمات و احساساتی است که مرا به در و دیوار می کوبند…
Bad news·۱۸ ساعت پیشایران حال خوشی ندارداین اولین متنی است که اینجا می نویسم راستش هیچوقت آن قدرها نویسنده ی خوبی نبودم اما دلم گرفته است دلم از کسانی گرفته که مشق هایشان را نمی ن…
برای خاطر نوشتن·۱ روز پیشدیباچهآدم همیشه خیال میکند حرفهای زیادی برای گفتن دارد؛ تا وقتی که صفحهی سفید را باز میکند. همان لحظهی اول، چیزی شبیه یک مکث ناگهانی اتفاق م…
zs.nourian·۱ ماه پیشهم گناهما همه، هم گناهیم... این اولین جمله من برای نوشتن است.میخواهم بنویسم بدون هیچ اما و اگر و آرایه ای. کلمه ها فقط گناهمان را برای مدت زمانی پ…
تهمتن·۲ ماه پیشیعنی هیچکی نیست به حرفام گوش کنه ؟تقریبا برای هممون پیش اومده که کسی بخواد باهامون درد و دل کنه , پس همراهم باشید تا بگم همدلی کردن درست چه شکلیه ...
Aylin T·۲ ماه پیشنمیدونم استاد.لبهام انگار به هم چسبیدهن استاد. میخوام حرف بزنم، ولی نمیخوام. آخه حرفزدن هیچوقت دردی رو دوا نکرد.
Mahsa·۴ ماه پیشبرای کودکمفکر کنم بزرگترین حسرتی که تا همیشه ، همچون مار روحم را در بر خواهد گرفت ، نداشتن فرزندی است، از پوست و گوشت خودم.من هیچگاه این حس زایش را د…
هنگامه·۶ ماه پیشاز معضلات یک عاشق پیشهاول از همه روشن کنم که این متن آموزهای ندارد و شبیه یک دست نوشته در دفتر شخصی من است و لزومی ندارد اگر وقتت را دوست داری آن را بخوانی.شاید…