
در تاریخ ،
داستان ها نوشته اند که حذف شد ،
کتاب ها تألیف کردند که سوزانده شد ،
حرف حق زدند ، کشته شدند .
آنچه امروز است ، تاریخ نیست ،
داستانی است که از دست سلیقه ها گذشته ،
به ما رسیده ،
آنها میخواستند این هم فراموش شود ،
پنهان شود ،
در گذر زمان محو شود. .
اما ماند و خود را از هزاران سال پیش زنده نگاه داشت .
پس چه تلاشی برای ثابت کردن حرف هایمان داریم ،
در صورتی که حتی اجازه بر زبان آوردنش هم نداریم ؟
بخواهیم بر زبان بیاوریم ، خفه میکنند ،
بنویسیم ، حذف میکنند .
زندگی ما خود تاریخ است و ما آنرا ننوشتیم که اکنون بخشی را باقی بگذارید و بخشی را حذف کنید .
این داستان اگر قرار بود تغییر کند ، اینگونه نبود ،
شاید کمی و کاستی در آن باشد ،
اما هنوز هست و همین کافیست .
اکنون ما هم مینویسیم تا آیندگان بخوانند ، بشنوند و بدانند ، آنکه تا کجای این داستان به آنها خواهد رسید را خدا داند ،
اما این را بدانید ، با ساکت کردن متن های ما ،
تاریخ تغییر نمیکند .
حالا شما حذف کن و
ما باز بنویسیم .