ویرگول
ورودثبت نام
صاد
صاد
صاد
صاد
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

شرح حالِ یه نزدیک به کنکوری

الان من نباید اینجا باشم. مثلا باید در حال حل کردن کلی تست و اینجور چیزا باشم.

ولی چرا اینجام؟ میتونم کلی علت بشمارم.

عالیه واقعا، برای بیکاری کمتر از درس خوندن علت وجود داره، ولی چرا هنوز بیکارم؟

واقعا نیاز دارم الان یکی بیاد بزنه تو سرم بگه آخه بدبخت، تو الان پا نشی بری دور درست که بدبخت میشیییی، پاشو دیگه علاف، پاشو بتمرگ پا درسِت.

اما تهش چی میشه؟ همین میشه که من الان بجا درس خوندن، پا گوشی ام. عذاب وجدان دارم ولی همچنان پا گوشی ام. خروار ها درس دارم که باید بهشون بپردازم. اما چون یکم زیادی سر هم تلنبار شدن، الان دارم به جای پرداختن به مسئله، صورت مسئله رو پاک میکنم.

احتمالا وضعیت من سر جلسه ی کنکور:

_سلام سوال کنکوری، تو چقدر نا آشنا بنظر میرسی

+بخاطر اینه که اون گوشی لعنتی رو دو دیقه نزاشتی زمین بیای یکم باهام آشنا شی

_خب الان که مثل خر تو گل گیر کردم چیکار کنم؟

+ ده بیست سی چهل کن

_باشه، ولی بزار برا یکم دیگه

+چراااا؟؟؟ خو وقتت داره میرهههه

_خب نمیشه که اینطور، هنوز کیک و شیرکاکائو مو نیوردن

+یعنی دو دیقه اون دهنت نجنبه نمیشه؟

_معلومه که نمیشه، من برا ده بیست سی چهل باید انرژی داشته باشم یا نه؟

+خیلی گدا گشنه ای😑بعدشم، کی گفته شیر کاکائو میدن؟ آبمیوه میدن

*وِی در حال بلند شدن*

+کجاااا میری؟؟ تو که هنوز چیزی حل نکردییی!!

_چون شیرکاکائو نمیدن کنسله، ایشالا دفه بعدی

عذاب وجدانکنکورتستگوشی
۶
۳
صاد
صاد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید