میگن چوپانی عیسی مسیح رو دید که گوشهاش رو گرفته بود و به سرعت میدوید، چوپان پرید جلوی عیسی و پرسید: چه خبره؟ مسابقات دو سرعته؟
- نه دارم فرار میکنم
از کی؟ تو که با نفست مرده زنده میکنی آخه
بله من با دم مسیحایی همه کار کردم، مجسمه ی پرنده ساختم و بعد با دمیدنم زنده شد ،به گوش ناشنوا دمیدم و شنید، به چشم نابینا دمیدم و دید، به مرده دمیدم زنده شد اما امان و صد امان از احمق که هرچی بهش دمیدم احمق موند و عاقل نشد، من از احمق فرار میکنم