ویرگول
ورودثبت نام
محمدجواد
محمدجوادنوجوانی دوازده ساله از بابل
محمدجواد
محمدجواد
خواندن ۵ دقیقه·۱ ماه پیش

خدایان زمین ــ بخش سه

در پست چهاردهم قسمت سوم خدایان بر زمین رو گذاشتم.

نظراتتون رو کامنت بزارید

سو استفاده از دنیای آشفته

زمین آشفته بود...

خیلی خیلی زیاد.

از طرفی کشور ژرفاب سقوط کرده بود و یکی از چهار امپراطوری ها بر زمین نابود شده بود.

در طرفی دیگر، اهریمن‌ها به کشور گرد زمین لشکرکشیده بودند.

کشور آذر به کمک کشور گرد زمین شتافته بود.

سرزمین فرشته‌ها هم از کشور آذر پشتیبانی می‌کرد.

ولی در این میان کسی از اوضاع آشفته سو استفاده کرد.

او یک خدا یا یک فرشته و اهریمن نبود او یک انسان بود.

بله انسان. کارنوس، جوانی دانا و زورمند از کشور طوفان گرد بود.

هنگامی که سر خدایان عناصر به نبرد با اهریمنان گرم بود او در قدمگاه سیمرغ و هما  (قدمگاه سیمرغ و هما دو مکان مقدس در زمین بودند که گفته می‌شد برای اولین بار که خدایان سیمرغ و هما پا به زمین گذاشتند در این نقطه بود. و خدایان عناصر در نزدیکی این نقطه معبدی ساخته بودند که در آن خدایان سیمرغ و هما را می‌پرستیدند.) برای مردم سخنرانی کرد. خود را موجودی از لطف خدای هما و از مهر خدای سیمرغ معرفی کرد.

سخنرانی او بسیار پرشور بود.  از استقلال آزادی گفت و از اینکه انسان نباید زیر حکم خدایان عناصر باشد.

همان یک سخنرانی کار خودش را کرد. مردم به استقلال و شورش علیه خدایان عناصر که امپراطورشان می‌شدند ترغیب شدند. از همه جهان و از هر چهار کشور به پیروان او اضافه می‌شد.

در سال ۶۱ حکومت خدایان عناصر بر زمین ـ در این هنگام دو سال از آغاز نبرد اهریمن و خدای عناصر می‌گذشت. کارنوس یک دولت مردمی کوچک تشکیل داده و از جنگ استفاده کرده  به کوه پایه‌های نور گریخت.

کوه پایه‌های نور ام رشته کوه‌هایی بلند و استوار است که گفته می‌شد مکان عروج نور بر زمین است.

وی در این مکان قلمرو خود را بنیانگذاری کرد.

یک حکومت مردم سالار که دشمنی دیرینه با خدایان عناصر داشت.

این حکومت نورا نامیده می‌شد. که از پیوند

نور + آوا پیروی می‌کرد. نور برگرفته از کوه پایه‌های نور و نور الهی بود.

آوا به معنای صدای استقلال مردم بر علیه خدایان عناصر.

وقتی حکومت نورا ساخته شد از جای جای زمین به این کشور پناهنده می‌شدند.

این وسط خدایان عناصر مانده بودند با کشوری که بر آن حکم می‌راندند ولی مردمی وجود نداشت یا اگر داشت تعدادشان بسیار کم بود و همگی در کشور نورا تابعیت داشتند.

خدایان عناصر قصد حمله به این کشور تازه تاسیس را داشتند ولی ارتش ایشان در نبرد با اهریمن بود.

وقتی مردم کشورهای خدایان عناصر را ترک کرده‌اند و به نورا پیوستند، جبهه خدایان در علیه شیاطین بسیار ضعیف شد.

زیرا بیشتر لشکر ایشان را مردم و انسان شکیل می‌داد و وقتی کوچ‌های گسترده به کشور نورا انجام شد این امپراتورها جمع بسیار زیادی از سربازان خود را از دست دادند.

درخواست کمک

خدایان عناصر سربازان زیادی نداشتند. ولی اهریم نان ارتشی عظیم و قدرتمند داشته که در کهکشان زبانزد بودند.

خدایان عناصر دست به دامن دیگر سرزمین‌ها شدند.

به دیوها، پری‌ها، جنگجویان  و دیگر خدایان و شاهان پیام درخواست نیروی کمکی فرستادند.

دیوها که سال‌ها بود با شیاطین مشکل داشتند و اهریمنان آنان را به عنوان غلام اسیر می‌کردند، برای خدایان عناصر نیروی فراوانی فرستادند. ارتشی نسبتا متوسط با دیوهایی که ۳ متر قد  پنجه‌هایی پرزور داشتند و به گرزهای گران مسلط بودند.

پری‌ها پیامی با مضمون اینکه قبلاً به شما کمک کرده‌ایم برای خدایان عناصر فرستادند.

و فقط چند صد نفر سرباز ضعیف کشورشان برای کمک به خدایان عناصر فرستاده شد.

دیگر خدایان هم که هنوز از گزند شیاطین در امان بودند نیروی زیادی نفرستادند.

ولی آن حاکمین و خدایانی که در سیاراتی نزدیک زمین حکم می‌راندند، نیروهای متوسط رو به زیاد فرستادند چون آنها می‌دانستند که اگر زمین سقوط کند سیارات آنها هم از گزند یاطین در امان نمی‌مانند.

شکوه نورا

در آن هنگام که خدایان عناصر در حال نبرد با شیاطین بودند کشور تازه تاسیس نورا هنوز از حملات شیاطین در امان بود.

کانوس ـ پادشاه نورا به همراه همسرش سولارا به فکر اختن کشوری با پایه‌های مستحکم افتادند.

آنها مردمان کشور آذر که همه زورمند و جنگجو بودند را گرد هم آورده و سپاهی با آنها ساختند. مردم کشور طوفانگرد که بیشترشان عالم و دانا بودند در رده عالمین جا گرفتند.

سروران و دانایانشان به مشاور پادشاه کانوس برگزیده شدند.

مردم کشور گرد زمین در گروه صنعتگران جا گرفتند. ماموریت آنها ساخت زره برای ارتش نورا و اختراع وسایل مورد نیاز مردم، بافت لباس از پوست حیوانات، ساختن سلاح و معماری بود.

مردم کشور ژرفاب که نابود شده بود در تمامی گروه‌ها چه از ارتش گرفته تا صنعتگر هنرنمایی می‌کردند. ولی بیشترشان به عنوان مسئول آب و رودهای نورا که بیشترشان از کوهپایه نور می‌آمد شدند. پس از مدتی که معابد نورا ساخته شد جمعی از آنها راهب معابد نورا شدند.

اولین معماری نورا

آورده‌اند در سال ۶۲ حکومت خدایان عناصر بر زمین، هنگامی که نبرد بسیار خونین شده بود و مردمان نورا یک تنه در حال پیشرفته کردن کشورشان بودند، اولین سازه در نورا به دستور ملکه سولارا ـ همسر شاه کانوس ساخته شد.

این سازه، یک کاخ کوچک بود که در کنارش یک معبد برای پرستش خدای هما و سیمرغ ساخته شد.

کانوس نیز همسرش را حمایت کرده و در اواسط سال ۶۳ حکومت عناصر بر زمین  این کاخ پس از دو سال ساخته شد.

پس از ساخته شدن این کاخ پادشاه کانوس به فکر معماری افتاد و معماری در کل نورا گسترش یافت. و نورا به عنوان زیباترین و صنعتگرترین کشور در زمین شناخته شد.

خدایانزمینداستان
۱۱
۵
محمدجواد
محمدجواد
نوجوانی دوازده ساله از بابل
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید