این روزها یک چیز عجیب را درباره خودم فهمیدهام.
قبلاً فکر میکردم مشکل من کمبود انگیزه است.
بعد فکر کردم مشکل از نظم و اراده است.
بعد فکر کردم شاید مشکل از اینستاگرام و الگوریتمهاست.
اما حالا حس میکنم مسئله کمی عمیقتر از این حرفهاست.
ما در دنیایی زندگی میکنیم که مصرف کردن از همیشه آسانتر شده و ساختن از همیشه سختتر به نظر میرسد.
با یک لمس انگشت میتوانی صدها ویدیو ببینی.
صدها زندگی را تماشا کنی.
صدها موفقیت را ببینی.
صدها رؤیا را تصور کنی.
اما وقتی نوبت به ساختن میرسد، ناگهان همه چیز کند میشود.
نوشتن یک صفحه.
تمرین کردن یک مهارت.
ورزش کردن.
یادگیری.
خلق کردن.
همه اینها زمان میخواهند.
و ذهنی که به سرعت عادت کرده، با زمان مشکل دارد.
شاید به همین دلیل است که خیلی وقتها بیشتر از آنکه خالق باشیم، مصرفکننده میشویم.
شاید به همین دلیل است که درباره موفقیت بیشتر میخوانیم تا اینکه برایش تلاش کنیم.
درباره ورزش بیشتر ویدیو میبینیم تا اینکه ورزش کنیم.
درباره زندگی بیشتر فکر میکنیم تا اینکه زندگی کنیم.
این روزها به این نتیجه رسیدهام که شاید راه نجات در دانستن بیشتر نباشد.
شاید راه نجات در انجام دادن باشد.
کوچک.
ناقص.
کند.
اما واقعی.
دنیا هر روز سریعتر میشود.
اما شاید ما مجبور نباشیم با سرعت دنیا مسابقه بدهیم.
شاید کافی باشد امروز فقط یک چیز بسازیم.
یک صفحه.
یک ویدیو.
یک تمرین.
یک قدم.
فقط یک قدم.
چون در نهایت زندگی را نه با چیزهایی که مصرف کردهایم، بلکه با چیزهایی که ساختهایم به یاد خواهیم آورد.