
همین حالا بنویس.
بهت قول میدم من افکارم توی بی حسی مطلق قفل شدن.
ساعت چنده؟پنج و نیم.
گفتی آخرین بار فکر کردی خوابه ولی نبود؟اره لبخند زد.
دیوونه باید چشماتو میبستی،باختی پس.
نه فقط باید درس بخونم برای همین رفتم،به بطری آب خالی و چشمای اشکی خیره میشه.”سعی میکنه بغضشو با آب خوردن قورت بده”
خیلی قشنگ شد،شورشو در اوردی!