
ما در دنیای امروز، عاشقِ کلماتی مثل «رشد»، «توسعه» و «اسکِیلآپ» هستیم. تمام انرژی تیمها، بودجههای مارکتینگ و خوابِ بنیانگذاران صرفِ یک چیز میشود: بزرگتر کردن انبار گندم.
ما کمپینهای تبلیغاتی جدید میزنیم، تیم فروش را بزرگتر میکنیم و فرآیندها را گسترش میدهیم. اما یک حس آزاردهنده همیشه در پسِ این هیاهو وجود دارد: «با وجود تمام این تلاشها، انگار چیزی از دستمان میرود. انگار علیرغم حجم زیاد کار، سود یا بازدهیِ مورد انتظارمان را نمیبینیم.»
اگر این حس را تجربه میکنید، احتمالاً شما در حال جمع کردن گندم هستید، در حالی که موش در انبار شما حفره ایجاد کرده است.
مولانا در این بیت، دقیقاً به همان «خللِ ساختاری» اشاره میکند که بسیاری از مدیران از آن غافلاند:
موش تا انبار ما حفره زدست
وز فنش انبار ما ویران شدست
اول ای جان دفع شر موش کن
وانگهان در جمع گندم جوش کن
او به ما هشدار میدهد: اگر هدف تو جمعآوری گندم است، اول باید با «موش» روبرو شوی. اگر اول به سراغ جمع کردن گندم بروی، در واقع داری با سرعت بیشتری، منابعت را برای از دست دادن فراهم میکنی.
یک حقیقت تلخ در مدیریت وجود دارد: موشگیری دردناک است، اما گندمجمع کردن هیجانانگیز.
شناسایی موش (که میتواند یک کارمند سمی، یک سیستم مالی ناقص، یا یک فرآیند ناکارآمد باشد) نیاز به مواجهه با حقایق تلخ، تغییرات سخت و گاهی حتی اخراج یا بازسازی ساختار دارد. در مقابل، صرف بودجه برای مارکتینگ یا استخدام نیروی جدید، حسِ «در حال حرکت بودن» را به مدیر میدهد، حتی اگر مسیر اشتباه باشد. ما از «موشگیری» فرار میکنیم و به سمت «گندمجمع کردن» میدویم تا خودمان را فریب دهیم که داریم رشد میکنیم.
برای اینکه از تلهی «رشدِ شکننده» نجات پیدا کنید، باید از این نقشه راه پیروی کنید:
اولین قدم، توقفِ حرکت است. به جای نگاه کردن به نمودار فروش، به حفرههای درونی نگاه کنید. آیا مشکل در تیم است (انگیزه، فرهنگ)؟ در فرآیند است (بینظمی، وابستگی به افراد)؟ یا در سیستم است (مالی، عملیاتی)؟ موش شما کجاست؟
موشها از یک نوع نیستند. باید تشخیص دهید که با چه نوع موشی روبرو هستید:
موشهای رفتاری: (فرهنگ سمی، عدم انگیزه، مدیریت بد).
موشهای سیستمی: (نبود شفافیت مالی، نبود مستندسازی).
موشهای فرآیندی: (پیچیدگیهای بیهوده، گلوگاههای تولید).
بزرگترین اشتباه، استفاده از «مسکن» است. اگر موش در فرآیند است، اضافه کردن آدم جدید به آن فرآیند، فقط باعث میشود موشها بیشتر شوند! شما باید ریشه را خشک کنید. اصلاح باید عمیق باشد، حتی اگر در کوتاهمدت سرعت حرکتتان را کم کند.
بعد از حذف موش، باید انبار را تقویت کنید. این یعنی مستندسازی فرآیندها، ساخت تیمهای خودگردان و ایجاد سیستمهای نظارتی که اجازه ندهد موشهای جدید (یا همان مشکلات قدیمی) دوباره رخنه کنند.
حالا، و فقط حالا، وقتِ «جوش کردن در جمع گندم» است. حالا که انبار امن است و حفرهها بسته شدهاند، هر چقدر هم گندم (فروش، مشتری، سرمایه) به انبار اضافه کنید، هدر نمیرود. این است جایی که رشد واقعی اتفاق میافتد.
اگر حس میکنید با وجود تمام تلاشها، درجا میزنید یا به سختی در حال حرکت هستید، به دنبال ابزار جدید یا کمپینهای بزرگتر نگردید. شاید وقت آن رسیده که بایستید، به درون انبار نگاه کنید و موشها را پیدا کنید.
رشدِ بزرگ، نتیجهی بزرگ کردنِ ساختارهای معیوب نیست؛ نتیجهی اصلاحِ ساختارها و سپس گسترش دادن آنهاست.
شما در کسبوکارتان با چه نوع «موشی» روبرو شدهاید که تمام برنامههای رشدتان را به هم ریخت؟ در نظرات برای هم تجربه کنیم.