ویرگول
ورودثبت نام
m_26595751
m_26595751
m_26595751
m_26595751
خواندن ۵ دقیقه·۵ ماه پیش

مقایسه اهمال‌کاری(procrastination) از منظر ملانی کلاین (Melanie Klein) و رولو می (Rollo May)

مقدمه: اهمال‌کاری (Procrastination) پدیده‌ای پیچیده و فراگیر است که اغلب به عنوان «دشمن تولید» یا ناتوانی در مدیریت زمان تلقی می‌شود. با این حال، در اتاق درمان، این رفتار نمودی از تعارضات عمیق روانی و اگزیستانسیال است. این مقاله با رویکردی تحلیلی، به تبیین اهمال‌کاری از دو منظر متفاوت اما مکمل، یعنی ملانی کلاین (Melanie Klein) از مکتب روان‌کاوی و رولو می (Rollo May) از مکاندارمانی اگزیستانسیال (Existential Psychotherapy) می‌پردازد. هدف این است تا نشان دهیم چگونه این دو نظریه‌پرداز، پشت پرده‌ی «تأخیر» را به عنوان مکانیزمی برای حفظ تعادل روانی یا مواجهه با اضطراب وجودی تفسیر می‌کنند.

***

منظر ملانی کلاین: تعارض میان خیر و شر در دنیای درونی

از دیدگاه ملانی کلاین، بنیان شخصیت انسان در سال‌های اولیه زندگی و بر اساس روابط شیء (Object Relations) شکل می‌گیرد. نوزاد، در موقعیت پارانوئید-اسکیزوئید (Paranoid-Schizoid Position)، جهان را به بخش‌های خوب و بد تقسیم می‌کند تا اضطراب ناشی از نابودی را مدیریت کند. به تدریج و با ورود به موقعیت افسرده (Depressive Position)، کودک می‌آموزد که شیء واحدی (مانند مادر) همزمان دارای صفات خوب و بد است و احساس گناه و نگرانی نسبت به آسیب رساندن به شیء عزیز را تجربه می‌کند.

اهمال‌کاری در این چارچوب، می‌تواند بازتابی از ترس از دستیابی به موقعیت افسرده و مسئولیت‌پذیریِ همراه با آن باشد. فرد اهمال‌کار ممکن است ناخودآگاه از تکمیل یک پروژه یا موفقیت اجتناب کند، زیرا موفقیت یا تکامل، جدایی از «شیء خوب» اولیه یا حسادت (Envy) نسبت به خلاقیت و توانمندی دیگری را در بر دارد. کلاین مفهوم حسادت را به عنوان میل ناخودآگاه به تخریب منبع خوب می‌داند. اگر فردی عمیقاً حسادت می‌کند که نتواند آنچه را که دیگری دارد (یا توانایی بالقوه خودش) خلق کند، ممکن است با اهمال‌کاری، توانایی خود را فلج کند تا از درد حسادت و احساس حقارت بگریزد.

علاوه بر این، اهمال‌کاری می‌تواند مکانیزمی برای کنترل شیء باشد. به تعویق انداختن کار، به فرد قدرت می‌دهد تا بر دیگری (استاد، کارفرما، یا والدین درونی) مسلط شود و از احساس بی‌قدرتی اجتناب ورزد. در اینجا، «شیء» (کار یا وظیفه) به عنوان نمادی از دیگری تلقی می‌شود که با نادیده گرفتن آن، فرد حسادت و خشم خود را مدیریت می‌کند.

***

منظر رولو می: رویارویی با هیچ‌انگاری و مسئولیت

در مقابل نگاه درون‌فردی کلاین، رولو می، یکی از بنیان‌گذاران روان‌درمانی اگزیستانسیال، اهمال‌کاری را در بستر وجود (Being) و زمان (Time) بررسی می‌کند. از دید می، انسان با اضطراب وجودی (Existential Anxiety) یا همان اضطراب هیچ‌انگاری (Non-being) روبروست. زمان برای انسان اگزیستانسیال محدود است و هر انتخابی، حذف هزاران انتخاب دیگر است.

اهمال‌کاری از منظر می، نوعی «فرار از آزادی» (Escape from Freedom) و اجتناب از مسئولیت (Responsibility) است. وقتی فرد کاری را به تأخیر می‌اندازد، در واقع از مواجهه با عدم قطعیت آینده و ترس از شکست یا حتی ترس از موفقیت (که مستلزم تغییر و تعهد جدیدی است) می‌گریزد. می معتقد است که انسان‌ها گاهی ترجیح می‌دهند «عذابِ حل نشدن مسئله» را بر «عذابِ حل کردن آن» ترجیح دهند، زیرا حل مسئله مستلزم ورود به دنیای ناشناخته و پذیرش مسئولیت کامل برای consequences (پیامدها) است.

به تعویق انداختن، راهی برای فریب زمان است. فرد با این خیال که «فردا انجام می‌دهم»، حس تسلط بر زمان و مرگ را کاذباً حفظ می‌کند. اما این رفتار منجر به احساس پوچی (Emptiness) و گناه اگزیستانسیال (Existential Guilt) می‌شود؛ گناهی که ناشی از خیانت به خود بالقوه است. می بر این باور است که انسان سالم کسی است که «اراده» (Will) داشته باشد؛ اراده‌ای که نه به عنوان اجبار، بلکه به عنوان تعهدی آگاهانه برای حرکت به سمت رشد و تحقق بخشیدن به امکانات وجودی خود عمل کند.

***

مقایسه و همپوشانی‌ها

اگرچه کلاین بر دنیای درونی و فانتزی‌های اولیه تمرکز دارد و می بر تجربه‌ی آگاهانه و وجودی در جهان تأکید می‌ورزد، اما هر دو به «ترس» به عنوان موتور محرک اهمال‌کاری اشاره دارند. در نظریه کلاین، ترس از نابودی شیء خوب یا تسلط یافتن حسادت مخرب است؛ فرد کار را انجام نمی‌دهد تا از آسیب رساندن به رابطه یا احساس حقارت جلوگیری کند. در نظریه می، ترس از آینده و مسئولیتِ ناشی از انتخاب است؛ فرد کار را انجام نمی‌دهد تا از اضطرابِ ورود به وضعیت جدید و تعهد به آن بگریزد.

برای مثال، فرض کنید دانشجویی پایان‌نامه خود را به تأخیر می‌اندازد.

از منظر کلاین، این دانشجو ممکن است ناخودآگاه از تکمیل پایان‌نامه اجتناب کند، زیرا پایان‌نامه نماد جدایی از دانشگاه (شیء مادر) و ورود به دنیای بزرگسالان است. یا ممکن است حسادت به استاد راهنما داشته باشد و با ننوشتن، از دادن «خلاقیت» خود به استاد (که در فانتزی او به معنی غارت شدن است) جلوگیری کند.

از منظر می، همین دانشجو ممکن است از تکمیل پایان‌نامه بترسد، زیرا پایان‌نامه به معنی پایانِ یک دوره و شروعِ دوره‌ای نامشخص است (ترس از آینده). او با اهمال‌کاری، حس «هنوز دانشجو بودن» و امنیت نسبی آن را حفظ می‌کند و از مسئولیتِ بایدِ «باید شغلی پیدا کنم» فرار می‌کند.

Vignette

سارا، زنی ۳۲ ساله، نویسنده آزاد است که ماه‌هاست پروژه نوشتن رمان اول خود را شروع کرده اما هر بار پس از نوشتن چند صفحه، آن را رها می‌کند و به کارهای پیش‌پاافتاده مثل نظافت منزل یا چک کردن شبکه‌های اجتماعی مشغول می‌شود. او در جلسات درمان اظهار می‌دارد که احساس می‌کند یک «بی‌عرضه» است و هرگز نمی‌تواند مثل نویسندگان مورد علاقه‌اش باشد.

در تحلیل کلینی، سارا درگیر موقعیت افسرده و حسادت شدید است. او نویسندگان مورد علاقه‌اش را شیءهایی ایده‌آل می‌بیند که دارای «پستان» (منبع خلاقیت) هستند که او از آن محروم است. حسادت او باعث می‌شود تا میل به تخریب خلاقیت خودش داشته باشد. با نوشتن، او ناخودآگاه احساس می‌کند که در حال دزدیدن یا تقلید از شیء ایده‌آل است و برای جلوگیری از دردِ حقارت، قلم را زمین می‌گذارد. اهمال‌کاری او راهی برای حفظ «شیء خوب» در بیرون و خود را «بدن» نگه داشتن است تا مجبور نباشد با حسادت مخرب خود روبرو شود.

در تحلیل اگزیستانسیال رولو می، سارا با «ترس از آینده» روبروست. نوشتن رمان و تمام کردن آن، به معنی «شدن» یک نویسنده است. این بودن (Being) جدید، مستلزم مواجهه با داوری جهانیان و احتمال شکست است. سارا با اهمال‌کاری، در وضعیت «شدن» باقی می‌ماند تا از وضعیت قطعی «هست» یا «نیست» فرار کند. او ترجیح می‌دهد به جای تحملِ اضطرابِ آزادی برای خلق چیزی منحصر به فرد، در بندِ کارهای روزمره و پیش‌پاافتاده باقی بماند تا حسِ پوچیِ ناشی از عدم خلق را با فعالیت‌های سطحی پر کند. او مسئولیتِ خلق اثر خود را نمی‌پذیرد زیرا این مسئولیت، او را با محدودیت‌ها و تنهاییِ وجودی‌اش روبرو می‌کند.

اهمال کاریروان درمانی اگزیستانسیالرواندرمانی
۱
۰
m_26595751
m_26595751
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید