ویرگول
ورودثبت نام
محبوبه پوزش شیرازی
محبوبه پوزش شیرازی
محبوبه پوزش شیرازی
محبوبه پوزش شیرازی
خواندن ۲ دقیقه·۲ ماه پیش

آموزش پر دردسر

من تازه گواهینامه گرفته بودم بابام یه ماشین برام خرید یه کوئیک صفر سفید ازون ماشینا که حسابی به دخترای جوون میاد و باهاش میرن دانشگاه و برمیگردن بعد بابام گفتن بیا ببرمت تو هفته که خلوته بهشت زهرا تا بهت رانندگی یاد بدم مامانمم بردیم مامانم که خیلی ترسوعه تو بهشت زهرا از سر قبر پدربزرگ و مادربزرگم بلند نمیشد میگفت من همین جا فاتحه می‌خونم شما برید تمرین کنید به زور بلندش کردیم بردیمش اول ماشین رو روشن کردم تا اومدم راه بیفتم خاموش شد بابام زد زیر خنده گفت هوای کلاج رو داشته باش راه افتادم بابام گفت دنده رو عوض کن من یهو از سه اومدم یک که ماشین این صدارو داد عووووووووووووووووووووووووو

هممون زدیم زیر خنده بابام گفت اشکال نداره داشتیم تو خیابون اصلی بهشت زهرا با دنده سه و سرعت ۶۰ میرفتم یه ماشین از دور دیدم زدم ترمز گفتن نترس مامان چیزی نیست یهو دیدم مامانم نیست نگاه کردم دیدم از ترس رفته پایین صندلی پشت سر بابام بیچاره دلم براش سوخت ولی بازم بابام خندید گفت اشکالی نداره و ادامه دادم پیچیدم توی فرعی های بهشت زهرا قطعه ۹۷ یه جاش به شدت شلوغ بود داشتن یه نفر رو خاک میکردن ترسیدم گفتم بابا فرمون رو بگیر بابام هم کمکم کرد ولی زد زیر خنده و به عابرای پیاده میگفت ببخشید در حال آموزشه مواظب باشین نگیره بهتون آنقدر خوشحال بودم بابام با اخلاق خوب و صبر داره بهم یاد میده اعتماد به نفسم بالا رفت از این فرعی میپیچیدم تو فرعی بعدی میرفتم تو خیابون اصلی سرعت میگرفتم سر یکی از خیابونا اومدم دور بزنم یهو یه ماشین با سرعت پیچید جلوم محکم زدم ترمز مامانم جیغ بنفش کشید از ترس بابامم لبخند رو لبش ماسید منو بابام به هم نگاه کردیم و اون یارو فحش بد داد و راه افتاد رفت دیگه بابام تا آخر آموزش کلا نخندید😳 و خیلی جدی باهام برخورد کرد 🧐

دنده_عقب_با_اتو_ابزار

اتو ابزاربهشت زهرادنده عقب با اتو ابزار
۵
۰
محبوبه پوزش شیرازی
محبوبه پوزش شیرازی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید