ویرگول
ورودثبت نام
sipyaro
sipyaro
sipyaro
sipyaro
خواندن ۱ دقیقه·۱۲ روز پیش

پوسیدیم ...

در سنی که باید از پنجره‌ها به صبح سلام می‌دادیم و با اولین نور، اندوه را مثل ملافه‌ای چرک از تن می‌کندیم، پرده‌ها را تا ابد کشیدیم و در اتاقی که بوی عرقِ تب‌دارِ یأس می‌داد، کنار جسدِ نارسِ آرزوها چمباتمه زدیم و پوسیدیم.

عکس نوشته
۰
۰
sipyaro
sipyaro
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید