
اگه تازه وارد دنیای طراحی محصول شدی یا حس میکنی مسیر یادگیریت یهکم مبهمه، شناخت این مفاهیم پایه میتونه حسابی کمکت کنه.
بیاین دونهدونه مرورشون کنیم 👇
همه چیزهایی که کاربر میبینه و باهاشون سر و کار داره: رنگها، فونتها، دکمهها، آیکنها و چیدمان.
UI خوب یعنی محصول تمیز، خوشگل و قابل اعتماد به نظر بیاد.
احساسی که کاربر موقع استفاده از محصول میگیره. اینکه کارهاش راحت انجام بشه، گیج نشه و سریع به هدفش برسه.
یعنی بریم سراغ کاربر واقعی و بفهمیم چی میخواد، چه مشکلی داره و چطور فکر میکنه. بدون این مرحله، طراحی بیشتر میشه حدس زدن.
یه طرح خیلی ساده از صفحه، بدون رنگ و جزئیات. فقط برای اینکه بدونیم هر چیز کجا قرار میگیره.
خیلی ساده اش رو بخوام بگم یه نسخه قابل کلیک از طرح. کمک میکنه قبل از کدنویسی بفهمیم ایده جواب میده یا نه. ( به مشتری هم خیلی کمک می کنه بتونه قبل از اینکه واسه کد هزینه کنه طرح رو حس کنه و با صفحات ور بره و کار کنه )
یه مجموعه از رنگها، فونتها، کامپوننتها و قانونها. باعث میشه طراحیها یکدست و سریعتر جلو برن. همچنین به برنامه نویس ها کمک می کنه تا خیلی سریع مواردی که نیاز دارند مثل رنگ، فونت، اندازه ها رو استفاده کنند و از طرفی مطمئن بشند که در کل پروژه رعایت شده و نیاز نیست هربار چک کنند.
بررسی کاربر و اینکه واقعاً چطور با محصول کار میکنه و ایا اصلا میتونه با محصول ارتباط بگیره . هرجایی که گیر کرد، اون نقطه درد کاربره و باید بهبود داده بشه.
طراحی برای همه؛ حتی کسایی که محدودیت بینایی یا حرکتی دارن. یه محصول خوب، همه رو در نظر میگیره. و البته این موضوعی هستش که حتی شرکت ها، استارت اپ ها، محصولات بزرگ خیلی کم بهش اهمیت میدن. معمولا اپل همیشه در این موضوع نسبت به بقیه شرکت ها پیشتاز تره ولی خب همچنان طیف خاصی از کاربران چه در دنیای دیجیتال و چه دنیای واقعی از تمام محصولات به راحتی نمی تونند استفاده کنند.
مرتبکردن محتوا و بخشها به شکل منطقی. جوری که کاربر راحت چیزی که میخواد رو پیدا کنه. هر چی که دیتاها زیاد و گیج کننده باشه کاربر زودتر خسته میشه. ( کاربر الان تربیت شده سوشال مدیاهایی مثل اینستاگرام و ایکس هستش و حال و حوصله کاربرای قدیم دهه 60 رو نداره :)) )
رفتار دکمهها و عناصر: کلیک، هاور، انیمیشن و بازخوردها.
اینا به محصول جون میدن. و البته بخوام خودمونی و ساده اش بگم ادم قراره به سیستم ( کامیپوتر و کلا هر محصولی ) ارتباط برقرار کنه. این ارتباط از طریق 5 حسی که داریم اتفاق میوفته و در دنیای مجازی فقط دو حس بینایی و شنوایی کاربرد داره که این باعث میشه تعامل خیلی سخت تر بشه.
محصول روی موبایل، تبلت و دسکتاپ درست و حسابی دیده بشه. نه فقط کوچیک بشه، بلکه هوشمندانه تطبیق پیدا کنه. ( امروزه اکثر کاربران شاید 80 درصد به بالا از موبایل و تبلت استفاده می کنند و خیلی از طراحان رابط کاربری ابتدا موبایل رو طراحی می کنند و بعد سراغ نسخه دسکتاپ میرن )
بررسی UX با یه سری چکلیست معروف. یه راه سریع برای پیدا کردن مشکلها. یعنی بررسی می کنیم مشکل رو پیدا می کنیم و برای مشکل راه حل می سازیم ( همین نقاط درد و راه حلش باعث رشد یا شکست یک محصول میشه )
یه کاربر فرضی که نماینده یه گروه واقعیه. کمک میکنه بدونیم دقیقاً برای کی طراحی میکنیم. ( یک نظم کلی هم به پروژه میده که هر جاش یه اسم استفاده نکنیم و به عنوان مثال اگه در یک پروژه به 5 تا کاربر نیاز داریم از همونا در همه جای پروژه استفاده کنیم )
مسیری که کاربر از شروع تا رسیدن به هدف طی میکنه. هرچی سادهتر باشه، تجربه بهتره. ( اینجا است که مسیرهای کور و قفل مشخص میشه، کاربر نباید در یک مسیر به انتها برسه و همیشه باید یه راه حل ، پیشنهاد و ... وجود داشته باشه )
ساخت رابط از تیکههای خیلی کوچیک تا کل صفحه ( طراحی از جزء به کل )یه روش مرتب برای ساخت UI حرفهای. ( اینطوری همه چیز در نظر گرفته میشه و یک بار کل سیستم طراحی میشه و بعد برای صفحات مختلف اجزاء کنار هم قرار میگرند البته این نباید باعث میشه که خلاقیت زیر سوال بره و همیشه خلاقیت برای ادم خلاق راه ها و ایده های جدید داره :) )
اگه واقعا می خوای تو این مسیر رشد کنی، فقط خوندن و آموزش نگاه کردن کافی نیست. برای هر کدوم از این موارد تمرین کن، مثال ببین و سعی کن تو پروژه های کوچیک استفاده شون کنی.
یادگیری واقعی از عمل کردن و تمرین کردن و استمرار داشتن میاد ...🚀
خوشحال میشم نظرت رو بگی و همچنین اگه دوست داشتی یه سر به کانال تلگرام من بزنی