ویرگول
ورودثبت نام
ایزابل بروژ
ایزابل بروژبه وقت غم"ایزا" و در روزهای شادمانی "بل" صدایش می‌زدند!
ایزابل بروژ
ایزابل بروژ
خواندن ۱ دقیقه·۲۱ روز پیش

خوب نیست دیگه

وضعیت خوبی نیست. و حالم اصلا خوب نیست.

اینکه نود درصد آدمای زندگیت همزمان باهم تصمیم بگیرن ناامیدت کنن چیز خوبی نیست.

اینکه هر بار باعث میشن بیشتر از قبل تصمیم بگیرم خودم نباشم و مثل اونا بدی بکنم صرفا برای اینکه بقا پیدا کنم چیز خوبی نیست.

ولی خب اخه چرا؟ مگه قرار نبود یه سری آدما بشن نقطه امنمون؟ یه سری دوستا بشن محرممون؟ هفت_هشت سال، زمان کمیه واسه اینکه دوستِ خوبی باشی؟ چرا انقدر آدما بدشون میاد از واقعی بودن؟ چرا انقدر مشکل دارن با خوبی کردن؟

و اینکه این حس تنهایی عمیق چیز جدیدی نیست، از همه بدتره.

یاد اون شبی میوفتم که آسیب پذیرترین ورژن خودم رو نشونت دادم. فهمیدی که برام فرق داری. فهمیدی که میون سیل این آدما من فقط کنار توعه که احساس امنیت دارم و فقط به تو اعتماد دارم. همیشه میگفتی دلت میخواد امنیت من باشی:)

تو هم که گند زدی خب عزیزدلم.

خسته‌م از تلاشای ناموفق و بی‌وقفه در راستای همه چیز.

خسته‌م از اینکه تو کل پستای امسالم حرف توعه. چرا نمیری؟ داری خیلی اذیتم میکنی خیلی. من جدی جدی دیگه توانشو ندارم شیخ:)

دلم میخواد همرو پاک کنم اما میدونم نمیتونم دونه دونه پاکشون کنم و بعد بمونم و جای خالیشونو نگاه کنم. چون یادآور خاطراتی هستن که برام هنوزم متاسفانه ارزشمندن.

اما خب خیلی خسته‌م. بنابراین ترجیح میدم کلا برم.

تا همینجا بسه دیگه. فکر نمیکردم یه روز این حرفو بزنم. اما خب به هر حال یه دیلیت اکانتمون نشه ایزا؟

Neden lan:)?
Neden lan:)?

احساس امنیت
۲۳
۶۹
ایزابل بروژ
ایزابل بروژ
به وقت غم"ایزا" و در روزهای شادمانی "بل" صدایش می‌زدند!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید