
♻️به بهانه اظهارات غیر مسئولانه صدیف بدری، نماینده اردبیل و اطلاق عنوان « جاده مرگ»، به جاده پارساباد- اردبیل
❇️در ادبیات عمومی و رسانهای، اصطلاح «جاده مرگ» به ابزاری قدرتمند برای فشار بر دولتها جهت تعریض جادهها تبدیل شده است.اگرچه حفظ جان شهروندان اولویت اول است،اما نگاهی عمیقتر به اقتصاد حملونقل نشان میدهد که،گاهی این برچسبگذاریها،مسیری برای توجیه پروژههای گرانقیمت و کمبازده فراهم میکند، که لزوماً به امنیت بیشتر منجر نمیشوند.
اگرچه،محور اردبیل به پارسآباد، شریان حیاتی دشت مغان و مسیر اصلی ترانزیت محصولات کشاورزی است؛ ولیکن،فشار و هوچی گری رسانهای، با هدف تبدیل کل این مسیر ۱۹۰ کیلومتری به بزرگراه،بدون در نظر گرفتن راهکارهای میانمدت و ارزانتر، میتواند، منجر به هدررفت منابع شود.
شوربختانه، عده ای با توهم تعریض جاده بعنوان تنها راهکار ایمنی،معتقدند، چنانچه،جاده موصوف چهاربانده شود، تصادفات به صفر میرسد. این در حالی اینکه بر آساس آمار پلیس راه در محور اردبیل-پارسآباد، ۴۱ درصد تصادفات ناشی از انحراف به چپ است و انحراف به چپ لزوماً با تعریض رفع نمیشود. در بسیاری از موارد، نصب جداکنندههای فیزیکی (نیوجرسی) در جادههای دوطرفه فعلی،با هزینهای معادل یکدهم تعریض،میتواند جلوی این ۴۱ درصد تصادفات مرگبار (شاخبهشاخ) را بگیرد.
دشت مغان سالانه بیش از ۴ میلیون تن محصولات کشاورزی تولید میکند. طبق اصل فراهمگری ترافیک (Induced Demand)،هر چقدر جاده را عریضتر کنیم، تمایل به حمل بار جادهای افزایش مییابد. لذا، باید به جای صرف بودجههای هنگفت و نجومی برای تعریض که دههها به طول میافتد (مانند پروژه پارسآباد-سربند که پس از ۱۴ سال هنوز ناتمام است)،تقویت زیرساختهای ریلی و ایجاد باراندازهای مکانیزه،میتواند بار سنگین ترافیک کامیونها را از دوش جاده بردارد.
لازم به تاکید است،در این محور حدود ۱۴ تا ۱۷ نقطه فوقحادثهخیز (مانند سهراهی فرودگاه، محدوده قرهآغاج و بران) شناسایی شده است و بخش اعظم فوتیها در همین نقاط رخ میدهد.تمرکز بودجه بر اصلاح طرح هندسی، روشنایی طولی و نصب دوربینهای کنترل سرعت در این نقاط، نتایجی سریعتر و ملموستر از پروژههای تعریضی دارد که به دلیل نبود اعتبار،نیمهکاره رها میشوند و خود به کارگاههای ساختمانی خطرناک تبدیل میگردند.
مهمتر از همه، تعریض جاده در شمال استان اردبیل، مستقیماً با تخریب زمینهای حاصلخیزی روبروست که هر هکتار آن ۱۰ تن گندم تولید میکند. به این معنی که، تعریض بیرویه باعث تکه تکه شدن اراضی و تغییر کاربری و تخریب گسترده آنها میشود. این امر نه تنها بازدهی کشاورزی را کم میکند، بلکه باعث تردد بیشتر ماشینآلات کشاورزی کُندرو در عرض جادههای پرسرعت جدید شده و موج جدیدی از تصادفات را ایجاد میکند.
مضاف بر این،رابطه مستقیمی بین اقتصاد و ترافیک در مغان وجود دارد و افزایش ترافیک در این جاده ناشی از توسعه طرحهایی مثل پایاب سد خداآفرین و رونق کشتوصنعت است. این یک نشانه اقتصادی مثبت است،اما پاسخ به آن لزوماً توسعه راهها و جاده ها نیست. مدیریت زمان سفر کامیونها و جداسازی مسیر تردد محلی از ترانزیتی، راهکاری است که در کشورهای توسعهیافته به جای عریضسازی مداوم استفاده میشود.صرورت دارد به جای انتظار برای بودجههای کلانِ چهاربانده کردن که پروژه را سالها معطل میگذارد،باید استراتژی «اصلاح سریع نقاط حادثهخیز»، مانند نصب جداکننده فیزیکی در تمام طول مسیرهای دوطرفه برای حذف تصادفات شاخبهشاخ، هوشمندسازی کامل محور با دوربینهای ثبت تخلف میانگین سرعت و بهسازی شانه جاده و نصب روشنایی در نقاط مهگیر و پرتردد (مانند سهراهیها)، در دستور کار قرار گیرد