Kanao·۱ روز پیش،. غیر منتظرهشب آرامی بود و باد ملایمی از میان کوچههای خاکی میگذشت. وانیا کنار پنجره نشسته بود و به چراغهای دوردست نگاه میکرد. چیزی در دلش سنگینی می…
Kanao·۲ روز پیشخروجی رد شد🥰ما به خروجی تهران رسیدیم؛ جایی که انگار شهر کمکم نفسش آرامتر میشود و هیاهوی بزرگراهها جای خودش را به سکوت و مسیرهای طولانیتر میدهد. م…
Kanao·۲ روز پیشخروجی رد شد🥳ما به خروجی تهران رسیدیم؛ جایی که انگار شهر کمکم نفسش آرامتر میشود و هیاهوی بزرگراهها جای خودش را به سکوت و مسیرهای طولانیتر میدهد. م…
Kanao·۲ روز پیشپمپ بنزینالان دقیقاً داخل پمپبنزین ایستادهایم؛ جایی که بوی بنزین در هوا پیچیده و صدای آرام پمپها و رفتوآمد ماشینها با هم قاطی شده. ماشینها یکی…
Habib Karimi·۹ روز پیشزنبورها در جادهٔ خاکی.جادهٔ روستا تا شهر نزدیک چهل کیلومتر بود؛ جادهای سراسر خاکی، پر از دستانداز و گرد و غبار. بیشتر مردم روستا اگر کاری در شهر داشتند، ناچار…
Rezvanfar·۱۱ روز پیشپرواز با یک پاروایتگر: غلامرضا عزیزی پورنویسنده: محمد رضا رضوانفربنام خداپایگاه مدنی دو نام ساختمان نیمه کاره ای است که در محوطه دانشگاه جندی شاپورقرار د…
Habib Karimi·۱۷ روز پیشسفری با یک همسفر افغان.اتوبوس جای سوزنانداختن نداشت. من و یکی از دوستانم در قسمت آخر نشسته بودیم و هر مسافر در عالم خودش بود.اما صدای گفتوگوی دو مرد افغان در ق…
maryam.kn·۱۸ روز پیشعادت نکردهبیا باهم تصویر فکری ببینیم.من هنوز هم میرسم نزدیکای اون جاده و راه کذاییچشمامو میبندم، میبندم و ت ذهنم مرور میکنم ک الان عمه تابلو رو ببی…
Tahere Niroumand·۲۴ روز پیشکلاغ سیاهاتوبوس به راه افتاد. «میهن» به بیرون چشم دوخت. پشت شیشه، برگهای سبز درختان به تنههای قهوهای خیس گره خورده بودند و در امتداد جاده بیشتر و…