شبم ؛ شب
ولی میدونم فردا صبح لبخند میزنی >>
شاید فقط دارم داستان میسازم
یا چرت میگم
اونم از هر چیزی
از مچاله شدن کاغذ کاهی مورد علاقه
تا پر کردن جوهر چاپگر قدیمی خونه که بوی هر چیزی میده تو لحظه های مختلف
حتی بوی ماهی کبابی
بستگی داره چی روش تایپ بشه
با چه انگشتایی نوشته بشن
یا وسطش چقدر مکث داشته باشه
روزایی که بین ابروهام موج راه افتاده و کفاش حلقه حلقه از اون دوتا مردمکِ سیاهِ کره ای شکل میزنه بیرون
تند تند می نویسه
رد میکنه همه چیو
ولی روزایی که موهام بوی زغال سوخته رو میده از بس زیره آفتاب موندم
میدونه مهربونم
گرمم
اونم آرومه
یواش یواش می نویسه
حرفارو ناز میده
اینقد لوس میکنه خودشو تا نقطه بزاره
اونم وقتی میره خط بعدی
خودشو کش میده ، زمان بخره بیشتر نگام کنه
انگشتای عجيبی دارم >>
هر چی میگم و می نویسن
با من روز میشن
با من شب میشن
با من رویا میبینن
با من میخوابن و فرداش
همه چیو رو کاغذ تعریف میکنن >
